ترور اسپرینگ
Meet the actual nature of MKO

Telesur: معاهده هسته ای – آیا سازمان مجاهدین خلق به وسیله بازی با احساسات ضد ایرانی به دنبال برآوردن آرزوهای سیاسی خود است؟

0 19

معاهده هسته ای – آیا سازمان مجاهدین خلق به وسیله بازی با احساسات ضد ایرانی به دنبال برآوردن آرزوهای سیاسی خود است؟

از کاترین شکدام
سخنرانی وزیر امور خارجه، مایک پومپئو در کتابخانه رونالد ریگان حاوی انتقادات شدید از ایران و سیاست های ایران بود که به خاطر افتضاحاتی که واشنگتن در عراق و سوریه ایجاد کرده به گونه ای صحبتی احساسی و غیر معقولانه محسوب می شود.
نارضایتی آمریکا از جمهوری اسلامی ایران همواره عمیق بوده، خودنمایی های آمریکا در عرصه امنیت ملی و تصویر آزادی که آنها “ارائه” و در ذهن ایرانیان هک میکنند نباید با شکست های سیاسی و نظامی آنها در خاورمیانه جدا بیافتد.

پومپئو گفت: ”ما از تمامی ملت هایی که از رفتار مخرب جمهوری اسلامی خسته و ناراضی هستند میخواهیم که به کمپین فشار ملحق شوند. مخصوصاً متحدان ما که در خاورمیانه و اروپا هستند، مردمی که خودشان بوسیله فعالیت های رژیم برای ده ها سال مورد تهدید قرار گرفته اند.”
انتخاب کلمات پومپئو نسبت به سابقه نظامی آمریکا کمی توخالی به نظر میرسد. اگر چه از دید آمریکا توجیح پذیر و ضروری است که آمریکا رغبت خود را برای اعلان جنگ به کشورهایی که آنها را به عنوان تهدید میبیند اعلام کند: کشورهایی مانند افغانستان، سومالی، یمن، پاکستان، عراق، لیبی، سوریه و… با این وجود آمریکا مستقیماً مسئول سوء استفاده ها و رنج های عظیم انسان ها می باشد.
ایالات متحده در طی چهل و شش مداخله نظامی از سال های 1948 تا 1991، و در سال های 1992 تا 2017، این تعداد را به چهار برابر و به عدد 188 افزایش داده است.
هویت ملی آمریکا ریشه در مداخله نظامی دارد، عبارتی از یک اراده سیاسی که به دنبال تحمیل این واقعیت به تمامی جهان است. یک مطالعه ساده از افزایش هزینه های نظامی ایالات متحده همراه با تسریع گسترش نیروهای مسلح در خارج از کشور، نشان می دهد که آمریکا قدرتی متجاوز است که میخواهد شرایط بعد از جنگ سرد را برای خود نگاه دارد.
در مارس 2018، رئیس جمهور دونالد ترامپ، بزرگترین بودجه نظامی در تاریخ ایالات متحده را تصویب کرد: با مبلغ 700 میلیارد دلار. اگر بدون شک خیلی از کشورها به وسیله قدرت های بزرگتر از خودشان برای ده ها سال مورد آزار و تهدید واقع شده اند، آمریکا همیشه به صورت سازمان دهی شده ای در آنها دستی داشته که اغلب مطابق قوانین بین الملل نبوده است.
قوانین حقوق بشر استفاده از شکنجه و رفتارهای غیرانسانی یا تحقیرآمیز را ممنوع کرده است. این نه تنها شامل ممنوعیت یک کشور از شکنجه یا بدرفتاری با یک فرد می شود، بلکه شامل ممنوعیت شکنجه به وسیله افراد خارجی نیز می شود. “تفسیر عجیب” به آزار و اذیت عمدی و انتقال افراد بازداشت شده به کشورهای خارجی برای بازجویی، خارج از قانون اشاره دارد، جایی که احتمال دارد فرد مورد شکنجه یا رفتار بد دیگران قرار گیرد.
صرف نظر از اینکه چه کسی یا هر کشوری ممکن است در مورد ایران، سیاستهای ایران، نظام حکومت ایران، جهت گیری مذهبی ایران، موضع سیاسی ایران در منطقه خاورمیانه بزرگ یا آرمان های ملی ایران احساس کند، نمیتواند رد کند که ایران همواره تابع قوانین بوده است همانطور که در تعهدات هسته ای و مداخله نظامی در عراق و سوریه شاهد قانون مداری آنها بوده ایم.
ایران هرگز قوانین را زیر پا نگذاشته است، ایران مطابق با معاهدات و پارامترهای بین المللی عمل کرده است، تعهدی که آمریکا به آن پایبند نبوده است.
پیمان بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) سازمان ملل متحد یکی دیگر از ممنوعیت های شکنجه و رفتارهای بی رحمانه، غیر انسانی و تحقیر آمیز را ذکر می کند. ماده 7 می گوید: “هیچکس نباید تحت شکنجه قرار گیرد و یا رفتار و مجازات های بی رحمانه، غیر انسانی و تحقیر آمیز در مورد آن اجرا شود. به طور خاص، هیچ کس نباید بدون رضایت آزادانه خود برای انجام آزمایش های پزشکی یا علمی انتخاب شود. ”
واشنگتن هرگز این محدودیت ها را برای خود تحمل نمیکند بلکه به جای آن استثنائاتی را به نام آزادی انجام و ملتها را در صورت نیاز علی رقم میل باطنی به سمت اراده خود میکشاند.
اعمال تفسیرهای عجیب، توهینی آشکار به حاکمیت قانون است زیرا آنها خارج از قوانین کارهای خود را انجام و هیچ شفافیت و پاسخگویی به کسی ندارند.
اکنون می دانیم که در طول «جنگ علیه ترور» بسیاری از افراد به طور غیرقانونی از یک سرزمین به جایی دیگر منتقل شده و تحت شکنجه، شرایط وحشتناک زندان و بدرفتاری قرار گرفته اند. کمیته سازمان ملل متحد علیه شکنجه گفته است که تفسیرهای عجیب در قوانین در مقیاس قابل توجهی صورت گرفته است و شواهدی از صدها پرواز CIA به سمت اروپا وجود دارد.
ادعاهای امریکا علیه ایران در واقعیت یافت نمی شوند. هر کدام از مواردی که آنها عقیده دارند که ایران به آنها خیانت کرده است احتیاجی سیاسی و عکس العملی ضروری برای امنیت ملیشان بوده است.
آمریکا نیاز ندارد که از ایران دشمن بسازد، و این کار را میکند به دلایلی که فرای منافع ملیش است.
همانطور که مایکل اچ فوکس می گوید: “ترامپ یک بحران امنیتی ملی را بدون هیچ دلیلی ایجاد کرده است.” و “تصمیم او برای ترک ایالات متحده از معاهده ایران می تواند جان آمریکایی ها و مردم سراسر جهان را در معرض خطر قرار دهد. و همه چیز برای هیچ چیز. ”
اقدام ترامپ در خروج از توافق هسته ای نه تنها بر ضد احساسات عمومی بلکه بر ضد توافقی جهانی بود، توافقی که پایه ریز عادی سازی روابط سیاسی با ایران بود، و با این کار سال های طولانی از تلاش های دیپلماتیک پایدار و هماهنگ را از بین برد.
در طول سه سال از زمانیکه توافق به امضا رسید نه تنها سازمان بین المللی انرژی اتمی تایید کرد که ایران بر تعهدات خود در معاهده باقی بوده است، بلکه دولت ترامپ مکرراً اقدامات ایران را تایید کرده بود ولی همان دولت ترامپ اکنون این معاهده را نقض کرده است.
جیمز ماتیس وزیر دفاع آمریکا اعلام کرده بود که مکانیسم های تایید در این معاهده “قوی” هستند و رئیس آژانس انرژی اتمی از آنها با نام “قوی ترین های جهان” نام برده بود.
در این بیانیه آمده است: ” آژانس بین المللی انرژی اتمی به دقت تحولات مربوط به برنامه جامع اقدام مشترک(JCPOA) را دنبال می کند. همانطور که از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد درخواست شده و توسط شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در سال 2015 اجازه داده شده است، آژانس بین المللی انرژی اتمی تأیید و نظارت بر اجرای تعهدات مربوط به انرژی هسته ای ایران تحت JCPOA را بررسی و نظارت می کند. ایران تحت مجوز JCPOA دارای قوی ترین سیستم نظارتی هسته ای جهان است که یک دستیابی بر یک امر مهم تلقی می شود. امروزه آژانس بین المللی انرژی اتمی می تواند تایید کند که تعهدات مربوط به مسئله انرژی اتمی توسط ایران اجرا شده است. ”
با این حال واشنگتن تصمیم گرفت که راه خود را عوض کند و همان کار را هم انجام داد، آمریکا بیشرمانه، ایران را متهم به جنگ افروزی و دخالت در امور کشور های دیگر کرد.
پمپئو در آخرین حمله خود گفت: “ایدئولوگهایی که در سال 1979 به قدرت رسیدند و امروز هم در قدرت هستند، تمایل به همبستگی تمام جامعه ایرانی با مستاجران انقلاب اسلامی را دارند. رژیم همچنین متعهد به گسترش انقلاب به کشورهای دیگر است حتی در صورت لزوم با زور”.
اگر ما بایستی دورویی ترامپ در مقابل ایران را به چالش بکشیم باید به تصمیمش مبنی بر تغییر رژیم در ایران حمله کنیم مخصوصاً زمانی که این امر مستلزم توانمندسازی گروه تروریستی سرشناس: مجاهدین خلق می شود.
این گروه با برچسبی که از طرف ایالات متحده خورده بود تا سال 2012 به عنوان گروهی تروریستی مشهور شد و آنها بعد از اینکه پیشهاد کردند که در جریان تغییر رژیم در ایران قرار بگیرند نزد آمریکا مشهور شدند.
مجاهدین خلق ممکن است ادعا کنند که آینده ای به عنوان “تنها مخالف دموکراتیک ملاها” در ایران دارند، این تنها میتواند شرکت در این امر باشد ولی همانطور که دانیل بنجامین کارشناس امنیتی ایالات متحده میگوید: “این فقط یک رویای ناب است. با هیچ حمایتی از ایران و یک تاریخ وحشتناک در پشت آن، مجاهدین خلق آینده سیاسی جدی ندارند.”
بیشتر دقیق شویم مجاهدین خلق گروهی تروریستی هستند که ایدئولوژی آنها براساس خونریزی، قتل و اعمال خشونت آمیز است که با استثنائات و تعاریف خودشان تعریف می شود.
دنیل بنجامین در خبرگزاری پالیتیکو می گوید: “همچنین صحبت های دانشمندان نیز در قبال سوء رفتار مجاهدین خلق وجود دارد. در واقع، در سال 2011، اروند آبراهامیان متولد ایرانی و آمریکایی (نویسنده کتاب مجاهدین ایرانی) و سه هزار دیگر از دانشمندان برجسته در حوزه ایران از جمله شاو بخش، گری سیک و ژوان کول، نامه ای را که در فایننشال تایمز منتشر شده بود امضا کردند و مخالف حذف سازمان مجاهدین خلق از لیست گروه های تروریستی وزارت خارجه آمریکا به خاطر تاریخ تروریستی، رفتار فرقه گرایانه و عدم حمایت از طرف ایرانیان، شدند.”
سرمست از دوستی جدید خود مجاهدین خلق اکنون نقش گروهی ضد ایرانی را برای آمریکا به منظور افزایش سرمایه سیاسی بازی می کنند، حرکتی که نه تنها قوانین بین المللی را به طور مستقیم در تعریف تروریسم تحت حمایت دولت نقض می کند بلکه احساسات مشترک سیاسی در جهان را نیز نقض می کند.
باز هم اگر ایران درخواست مذاکرات سیاسی دهد، در صورتی که تهران ثابت کرده است که در تعهدات خود صادقانه و متعهدانه بازی کرده است. پس چرا آب را گل آلود کنیم و آنهایی را به عنوان شریک قرار دهیم که در ذات، تروریسم هستند و بیشتر به حوزه ای بپردازیم که برای مخاطب آمریکایی پرسیده می شود که : خون های آمریکایی ها که بر دستان آن گروه است چه می شود؟
برای ده ها سال و بر اساس اطلاعات آمریکا، ایالات متحده مجاهدین خلق را مسئول کشتار 3 کلنل ارتش و 3 مستشار آمریکایی، بمب گذاری در تاسیسات شرکت های متعدد آمریکایی و کشتن ایرانیان بی گناه میداند.

Telesur: Nuclear Deal - Is the MKO playing into anti-Iranian sentiments to serve its political ambitions?

منبع لینک
مطالب مشابه