ترور اسپرینگ
Meet the actual nature of MKO

ISPI: ایران: مجاهدین خلق، تندروهایی که توسط سران آمریکا پشتیبانی می شوند، چه کسانی هستند؟

0 3

ترک قطعنامه معاهده هسته ای بخشی از یک استراتژی وسیع تر می باشد که دولت ترامپ بر علیه ایران در حال انجام است. به نظر می رسد که این استراتژی که دولت ایالات متحده خود آن را “فشار حداکثری” نامیده است، با هدف به مخاطره انداختن رژیم یا به گونه ای که در سیاست هایش تغییراتی حاصل شود دنبال میشود. به طور دقیق تر، این تغییر از طریق سیاست های اقتصادی جدیدی که ایران را به انزوا میکشد، همینطور با بازگرداندن تحریم های تعلیق شده قبلی که بزودی از 7 آگست دوباره شکل می گیرند و در نهایت از طریق تحریک شورش های مردمی و در مقابل آن با ابراز “همدردی” با مردم ایران به دست می آید.

به عبارت دیگر، نقشه ای که دولت ترامپ برای ایران کشیده است ، به نظر می رسد تلاش برای بی ثباتی است. چنانکه مقامات ارشد آمریکایی مثل مایک پومپو و جان بولتون تایید کرده اند که در پی آغاز پروژه تغییر رژیم در ایران هستند. این استراتژی شامل قدرتمند سازی تدریجی گروه مجاهدین خلق در واشنگتن می شود، که آنها میخواهند این گروه را به عنوان مخالفان مطلوب و مشروع با رژیم کنونی ایران برجسته کنند. اما این ایده واقعاً خطرناک است.
مجاهدین خلق در دهه 60 میلادی توسط گروهی از دانشجویان تندرو با ایدئولوژی مارکسیست-اسلام گرایی بوجود آمدند که در نخستین مبارزات مسلحانه علیه شاه و علیه بسیاری از آمریکایی ها حضور پیدا کردند. پس از انقلاب 1979، مسعود رجوی، رهبر آنها، این بار علیه جمهوری اسلامی نو پا و علیه تصرف قدرت توسط خمینی وارد مبارزه مسلحانه شد. بین سال های 1980 و 1981، ایران یک فصل سیاسی تروریسم واقعی را تجربه کرد، که از طریق تصفیه رژیم جدید با حملات و قتل هایی هدف دار که توسط مجاهدین انجام شده بود، به چشم می خورد. در سال 1981 یک عملیات بمب گذاری هایی از سوی مجاهدین خلق سران جمهوری اسلامی را نشانه گرفت که در این عملیات 70 نفر از جمله رئیس جمهور وقت جمهوری اسلامی محمد علی رجایی و محمد جواد باهنر، نخست وزیر وقت کشته شدند و رهبر فعلی ایران، علی خامنه ای، نیز به طور جدی مجروح شد و کارایی دست راست خود را از دست داد.
پس از پشت سر گذاشتن این فصل ترور، رهبران مجاهدین، از جمله مسعود رجوی، به پاریس جایی که آنها شورای ملی مقاومت ایران را در آنجا تاسیس و مجاهدین خلق پشت چتر سیاسی آنجا پنهان شدند، پناه بردند،. در سال 1986، رئیس جمهور و نخست وزیر فرانسه میتران و شیراک، گفتگوهایی را در زمان خمینی با ایران آغاز کردند که هدف آنها آزاد کردن گروگان های فرانسوی در بیروت توسط گروه های تندرو نزدیک به ایران بود. در عوض اقدامات خوب ایران در بیروت، فرانسه رجوی و مجاهدین را از این کشور اخراج کرد. آنها پس از اخراج از فرانسه در عراق از صدام حسین پناه گرفته و سپس در جنگ با ایران شرکت کردند. از این رو، مجاهدین در جنگ علیه ایران شرکت و به رژیم عراق کمک می کنند تا اهداف ایران را شناسایی و سازماندهی حملات واقعی را در سرتاسر مرز انجام دهند. در یکی از مشهورترین عملیاتهایشان به نام “فروغ جاویدان” که توسط رجوی پس از آتش بس 1988 انجام شد، پاسداران ایرانی بیش از 2000 نفر از مجاهدین را کشتند. در میان رویدادهای دیگر، مجاهدین خلق، مهمانان صدام در عراق، که تا سال 2003- سال سقوط رژیم صدام، کسی که پول، سلاح و دارایی را در اختیار آنها قرار می داد- باقی ماندند. در سال 2003، بحث در مورد مجاهدین در واشنگتن مجددا متوقف و به نوبه خود به بحث در مورد استراتژی اتخاذ شده علیه ایران مربوط شد. پس از تغییر رژیم در بغداد، بسیاری از نومحافظه کاران دولت بوش خواستار رفتاری مشابه در مورد تهران و دمشق شدند. در سطح سیاسی، صداها به نفع حذف مجاهدین خلق از لیست سازمان های تروریستی ایالات متحده، که در سال 1997 توسط مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه آمریکا به عنوان علامتی برای گسترش روابط با خاتمی ریاست جمهوری ایران صورت گرفته بود، افزوده شد. حذف از فهرست سازمان های تروریستی در سال 2012 پس از تلاش شدید لابی های مریم رجوی، همسر مسعود و رهبر مجاهدین خلق از سال 2003 -سال ناپدید شدن اسرار آمیز مسعود در عراق- صورت گرفت.
در واقع، حتی پس از سال 2003هم مقرهای مجاهدین در عراق در کمپ اشرف و سپس در سال 2011 در اردوگاه حوریه، باقی ماند، در حالی که مریم رجوی رهبر گروه در اوور سور اواز، مقر فرانسوی مجاهدین خلق، همراه با 150 عضو از گروه، به اتهام تهیه و تامین مالی اقدامات تروریستی بازداشت شد. بعدها تحقیقات در مورد این پرونده قدرت خود را از دست داد و در سال های بعد رجوی همچنان با وجود ابهامات باز هم به فرانسه دعوت و در مراسم های اروپایی نیز به عنوان مستمع دعوت می شد.
الیزابت روبین، روزنامه نگار نیویورک تایمز که در سال 2003 وارد کمپ اشرف شد، می گوید، او در حالی با “دنیای مصنوعی زنبورهای کارگر” مواجه شده بود که حدود نیمی از مجاهدین زن بودند . زنانی که لباس های خاكی میپوشند و حجاب قرمز میگذارند. آنها از وانت و وسایل نقلیه نظامی استفاده و با سلاح ترین می کنند. روبین یک ایرانی-کانادایی است که از زندگی طلایی خود در تورنتو خارج شده، دوست پسر خویش را ترک و تحصیل خود را برای پیوستن به مجاهدین خلق رها کرده و وفاداری مادام العمر خود را نسبت به مریم رجوی اذعان داشته است. از دهه 80 مجاهدین باید عهدی ابدی ببندندبه این گونه کسانی که ازدواج کرده اند باید طلاق بگیرند، و آنهایی که ازدواج نکرده اند باید قسم یاد کنند که هرگز این کار را نمی کنند و همچنین فرزندی نداشته باشند. در حقیقت، روبین و بسیاری از شاهدان دیگر می گویند که سازمان مجاهدین خلق در طول سال ها بیشتر و بیشتر شخصیت فرقه ای پیدا کرده که بر روی محوریت رهبری رجوی متمرکز و به شدت در توانمند سازی زنان تلاش دارند. دختران اینگونه آموزش میبینند که پیوستن به مجاهدین یعنی “سفر به سوی توانمند سازی و روشنایی شهادت الهام گرفته از نور و حکمت مریم و مسعود رجوی”.
براساس مقاله ای از نیویورکر در سال 2012، سازمان مجاهدین خلق در سال 2005 در حالی که هنوز در فهرست سازمان های تروریستی ایالات متحده قرار داشتند، از سوی فرماندهی عملیات مشترک ویژه آمریکا (JSOC) در صحرای نوادا، محیطی مشابه با شمال غربی ایران، آموزش داده می شدند. این آموزش ها قبل از روی کار آمدن اوباما تکمیل و عمدتا درباه تکنیک های ارتباطی، رمزنگاری، حمله و تکنیک های چریکی مربوط بود. همچنین در سال 2012، NBC به اقرار دو مقام مسئول دولت اوباما پرداخت که بر اساس آن کشتار پنج دانشمند هسته ای ایران در سال 2007 توسط مجاهدین خلق با همکاری موساد و پشتیبانی اطلاعات آمریکا انجام گرفته بود.
گرچه آنها با ایدئولوژی مارکسیست-اسلام گرایانه تشکیل شده اند و سازمانی بیشتر شبیه فرقه دارند که دارای شباهت هایی با یک تشکیلات سیاسی لنینیستی و فرقه اسماعیلی های آدمکش هستند، اما امروز مجاهدین خلق چهره ای عمومی دارند که ارزش های سکولاریسم و دموکراسی را ستایش می کنند. هدف آنها پس از سرنگونی رژیم ایران، ایجاد یک دولت موقت به رهبری مریم رجوی است که پیش از این اعلام کرده بود که نامزد ریاست جمهوری ایران در انتخاباتی آزاد خواهد بود. با این حال، شیوه کار آنها عمیقاً استبدادی باقی مانده است. علاوه بر تجرد اجباری، اعضای گروه از دسترسی به روزنامه ها، رادیو و تلویزیون محروم و هیچ کس حق انتقاد از رجوی را ندارد. اعضا به طور دوره ای در جلساتی که از آنها فیلم برداری هم می شود به خود انتقادی می پردازند، فیلم هایی که بعدا می توانند بر علیه آنها استفاده شوند. در این جلسات آنها می پذیرند به نوعی بر خلاف قوانین گروه رفتار کرده اند. سازمان های نظارتی مانند سازمان دیده بان حقوق بشر از نقض حقوق بشر داخل این گروه به صورت مستند صحبت کرده است.
خود مردم ایران نیز آنها را به رسمیت نمی شناسند. همچنین با توجه به استفاده گسترده این گروه از روش های تروریستی و حمایت از صدام در جنگ ایران و عراق، این نگرانی وجود دارد که آنها پس از رسیدن به قدرت، همان سیاست های رژیم کنونی را در پیش بگیرند. بر این اساس، می توان گفت که مجاهدین خلق، جایگزین قابل اعتماد یا مطلوب برای رژیم کنونی ایران نیستند. علیرغم آرمان های ظاهری سال های اخیر، مجاهدین خلق نیز یک جنبش عمیقا ضد آمریکایی باقی مانده است. علاوه بر عامل جنایات بر علیه شهروندان آمریکایی که در زمان شاه در ایران زندگی می کردند، مجاهدین خلق به طور عمده از حمله به سفارت آمریکا در تهران در سال 1979 حمایت کرده و در سال 1981 با تصمیم آزاد سازی گروگان ها مخالفت کردند.
خطری که حس می شود این است که سیاستمداران آمریکایی مانند اروپایی ها خوب یا بد به خود اجازه می دهند تا به رفتارهای غیر اخلاقی این گروه نزدیک شوند. این گروه در تصویری کلی، آزادی زنان، دموکراسی و سکولاریسم در ایران را بیان می کنند، اما در حقیقت کاملا متفاوت است. به نظر می رسد چهره های سیاسی آمریكا در مقابل پیشنهاد مبالغ هنگفت که قرار می گیرند ، متفاوت عمل می کنند. همچنانکه وكیل شخصی ترامپ و شهردار سابق نیویورك، رودی جولیانی، در طی آخرین كنفرانس سالانه مجاهدین خلق در پاریس در ماه ژوئن سال جاری به طور آشکار تغییر رژیم در تهران را بیان می کند. جان بولتون، مشاور امنیت ملی، سال هاست که در گردهمایی های آنها شرکت کرده و چندین بار از سرنگونی رژیم حمایت کرده است. معاون وزیر حمل و نقل، ایلین چائو در قبال دریافت 50000 دلار در کنفرانس مجاهدین خلق در سال 2015 شرکت کرد. اگر تلاش های لابیگری در دستور کار سیاست ایالات متحده در هر جایی قرار داشته باشد و اگر هیچ مانعی در برابر دریافت مبالغی برای حضور در یک کنفرانس وجود نداشته باشد، نه تنها سؤالات متعددی مطرح می شود، بلکه این تلاش های لابیگری بر فعالیتهای سیاسی در بالاترین سطوح تاثیر گذاشته و به نحوی بر خلاف منافع ملی خواهد بود. حمایت از فعالیت های مجاهدین بدین معنی است که خطر انجام مجدد خطائی که قبلا در گذشته انجام شده وجود دارد. یعنی تمرکز بر گروه هایی که خودشان را مخالف رژیم دشمن می دانند و دادن ابزار و فضای عملیاتی به آنها برای رسیدن به یک کشور بی ثبات و ایجاد یک رژیم جدید اما رژیمی که بهتر از رژیم قبلی نخواهد بود. در نهایت، مداخله در امور داخلی یک کشور به منظور تغییر ایدئولوژیک آن، اشتباهی است که (سیاستمداران آمریکایی) به طور داوطلبانه این واقعیت را نادیده میگیرند گروه هایی که آنها بر رویشان شرط می بندند، توسط مردم این کشور مشروع به حساب نمی آیند. ( درنتیجه) هر تغییری نه بایک اقدام تحمیلی یا ایجاد بی ثباتی از خارج کشور بلکه باید از یک فرایند سیاسی داخلی حاصل شود.

ISPI: Iran: who are the Mojaheddin-e Khalq, the radicals supported by the US hawks

منبع لینک
مطالب مشابه