ترور اسپرینگ
Meet the actual nature of MKO

CounterPunch: ترامپ و ایران

0 5

هنگامی که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا مانند یک دیوانه در صحنه ی جهانی حاضر می شود٬ به نظر می رسد توجه دنیا بیشتر به رفتارهای بی نزاکت اوست تا آنچه به دنبال طرح آن است.

ما نباید از ظلم و ستم ترامپ در فلسطین٬ بمب گذاری در مدرسه کودکان یمن یا حمایتش از تروریستها در سوریه غفلت کنیم اما امروز تمرکز ما بر رفتار و نگرش وی نسبت به ایران خواهد بود. سابقه ی تاریخی ایالات متحده با ایران مملو از جنایت و سرکوب است. چند دهه حکومت دست نشانده ی آمریکا در ایران٬ یعنی شاه٬ زمانی به پایان رسید که آمریکا برای سرنگونی نخست وزیر ایران محمد مصدق همکاری کرد. مصدق در سال ۱۹۵۲ انتخاب شده بود و به سرعت صنعت نفت ایران را ملی کرد. این امر برای دولت آمریکا که هیچ توجهی به خواسته های مردم ایران نداشت٬ غیر قابل پذیرش بود. به همین خاطر مردم ایران به جای زندگی کردن با رهبران دموکراتیک خود٬ ۲۶ سال سرکوب را تحمل کردند که توسط ایالات متحده و با تقویت شاه صورت گرفته بود.
در طول این دهه های طولانی٬ ایالات متحده تمامی نفتی را که می خواست به دست آورد و شاه ظالم را واسطه ی سرکوب مردم ایران قرار داد. در فوریه ی سال ۱۹۷۹ انقلاب مشهور مردم ایران به سلطنت شاه پایان داد و جمهوری اسلامی ایران آغاز شد. با سرنگونی شاه٬ ایالات متحده ضربه ی محکمی را متحمل شد و هیچگاه انتظار حفظ حکومت توسط رهبران انقلاب ایران برای هر مدت زمان را نداشت.
هنگامی که توانایی حکومت داری رهبران ایران که پشتیبانی مردم را با خود داشتند٬ آشکار شد و این رهبران علاقه ای به پیروی از خواسته های امپریالیستی آمریکا نداشتند٬ ایالات متحده تلاش کرد تا کشور ایران را بی ثبات سازد٬ اما به موفقیت نرسید.
این تلاشهای بی سرانجام توسط یکی دیگر از رهبران خشونت طلب٬ یعنی نخست وزیر اسرائیل٬ بنیامین نتانیاهو به شدت مورد تشجیع و ترغیب قرار گرفت. نتانیاهو برای چند دهه٬ نقش گرگ مظلومی را بازی می کرد که می گوید ایران همواره در حال نزدیک شدن به توسعه ی سلاح های اتمی است. سیاستمداران آمریکا که توسط لابی‌های طرفدار اسرائیل خریداری شده بودند نیز با ساز نتانیاهو رقصیدند و سالها از تحریم‌های ناعادلانه علیه ایران حمایت کردند.
در طی دومین دوره ی ریاست جمهوری باراک اوباما٬ ایالات متحده و چندین کشور دیگر (چین٬ روسیه٬ فرانسه٬ آلمان) و اتحادیه اروپا به توافقی با ایران دست یافتند که توسط آن٬ ایران برنامه ی توسعه صنعت هسته ای خود را محدود سازد و در عوض تحریمها برداشته شوند. این امتیاز در مورد ایران ضروری بود. زیرا رهبران ایران همیشه گفته اند که برنامه ی هسته ای آنها برای مقاصد صلح آمیز است. به هر حال، این توافق که با عنوان برنامه ی جامع اقدام مشترک (برجام) شناخته می شود توسط همه ی طرفها امضا شد و ایالات متحده نیز بر آن صحه گذاشت. بخشی از این توافقنامه این بود که بازرسان سازمان ملل از سایت های هسته ای ایران دیدار کنند تا اطمینان حاصل شود که ایران پایبند به تعهدات خود در توافق برجام بوده است. در عوض پولهای بلوکه شده ی ایران آزاد شده و تحریمها نیز متوقف گردد.
در ایالات متحده نیز لازم بود که رئیس جمهور هر چهار ماه بر اساس گزارشهای سازمان ملل برای کنگره تایید کند که ایران پایبند به توافق بوده است. هر چهار ماه سازمان ملل پایبندی ایران به توافق را تایید کرد و تا پایان دولت اوباما و آغاز دولت ترامپ٬ رئیس جمهور آمریکا گزارش پایبندی ایران به توافق را به کنگره فرستاد. در حقیقت٬ خیلی مهربان و موافق.
اما ترامپ این توافق را دوست نداشت و در ماه مه سال جاری٬ با نقض قوانین بین المللی و تخریب اعتبار آمریکا گفت که در این توافق نخواهد ماند. بقیه ی امضاکنندگان این توافق٬ بدون استثنا اقدامات ترامپ را محکوم کردند و از او خواستند که تجدید نظر کند. اما هیچ سودی نداشت. علاوه بر این او به متحدان آمریکا نصیحت کرد که اگر در برجام باقی بمانند با تحریم مواجه خواهند شد. ترامپ بلافاصله تمامی تحریمها را برگرداند و باعث مشکلات اقتصادی برای مردم ایران شد. انتظار ساده لوحانه ی او این است که این امر منجر به تقاضای حکومت جدیدی از سوی مردم ایران گردد. در حالیکه قطعا منشاء این مشکلات اقتصادی٬ حکومت ایران نیست بلکه آمریکاست. رضا پهلوی٬ پسر شاه بدنام٬ اخیرا اظهار داشت که اعتراضات در ایران نشان دهنده ی نارضایتی از حکومت است و بیانگر این است که معترضان به دنبال تغییر رژیم هستند. در حالیکه این اعتراضها همواره در مورد مشکلات اقتصادی بوده و نه تغییر رژیم. صدها هزار نفر از مردم آمریکا در نخستین روزهای ریاست جمهوری ترامپ تظاهرات کردند. اما در عین حال عجیب خواهد بود اگر امثال رضا پهلوی و دیگران به سرعت بگویند که این تظاهرات نشانگر خواسته ی شهروندان آمریکا برای سرنگونی حکومت است. چرا که آنها در واقع نسبت به سیاست های دولت اعتراض می کنند [و نه اصل حکومت].
علاوه بر جنایتها و اقدامات مخفی خود ایالات متحده نسبت به ایران٬ آمریکا از گروه های تروریستی که به دنبال سرنگونی حکومت ایران هستند نیز حمایت می کند. معاون وزیر امور خارجه آمریکا٬ مایک پومپو گروه موسوم به مجاهدین خلق را تایید می کند. گروهی که ابتدا در لیست سازمانهای تروریستی بود و در سال ۲۰۱۲ میلادی به درخواست وزیر امور خارجه ی وقت٬ هیلاری کلینتون از این لیست حذف شد. سازمان مجاهدین بر اساس تخمینهاُ مسئولیت حداقل ۱۲ هزار قتل در ایران پس از انقلاب را به عهده دارد. چرا ایالات متحده نام چنین سازمانی را از لیست ترور خارج می کند؟
ما این پاسخ را به صورت خلاصه مطرح می کنیم تا معنای اقدامات آمریکا روشن تر شود:
• آمریکا دولت ایران را در سال ۱۹۵۳ ساقط کرد.
• آمریکا پس از آن شاه ظالم را نصب کرد. کسی که مردم ایران را ۲۶ سال سرکوب نمود.
• در ۱۹۷۹ قیام مردم ایران شاه را سرنگون کرد و جمهوری اسلامی آغاز شد.
• آمریکا از سال ۱۹۷۹ تلاش کرد تا از طریق تحریمهای اقتصادی تغییر نظام در ایران را محقق سازد و سعی کرد ایران را به عنوان حکومتی تروریستی معرفی کند. با وجود این حقیقت که ایالات متحده حداقل ۲۰ میلیون نفر را از پایان جنگ جهانی دوم کشته است و در حال حاضر در هفت کشور بمب گذاری کرده و به حمایت از گروه های تروریستی در سوریه و ونزوئلا می پردازد. آمریکا همچنین از گروه های مشهور تروریستی که به دنبال سرنگونی حکومت ایران هستند نیز حمایت می کند.
• پس از موافقت با حذف تحریمها بر اساس امتیازاتی که ایران ارائه کرد و با وجود پایبندی ایران به توافق هسته ای٬ آمریکا زیر حرفش زد و تحریمها را بازگرداند و همچنین نزدیک ترین متحدانش را تهدید کرد که اگر برجام را نقض نکنند با تحریم آمریکا مواجه خواهند شد.
آمریکا چه دلیل ممکنی برای چنین رفتار زننده و منفوری دارد. ایران به عنوان یک ملت در حال قدرتمند شدن و تاثیرگذاری، مخصوصا در منطقه ی خاورمیانه است. اما اسرائیل که برخلاف ایران پیمان بین المللی منع گسترش تسلیحات هسته ای را امضا نکرده است٬ به دنبال این است که تنها کشور قدرتمند منطقه باشد. علاوه بر اینکه٬ ایران کشوری سرشار از نفت است و ایالات متحده به عنوان کشوری که به کشورهای نفت خیز هجوم برده و آنها را نابود می کند شناخته می شود. بین گروه های قدرتمند٬ لابیهای طرفدار اسرائیل در آمریکا (تنها گروه هایی که در حوزه ی انتخاباتی از جانب مقامات منتخب٬ مورد احترام قرار می گیرند.) که به نفت علاقه دارند٬ ایران برای چندین نسل مورد هجوم آمریکا بوده است.
در نهایت چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا ایالات متحده با توجه به خطر مقابله ی متحد قدرتمند ایران یعنی روسیه٬ واقعا به ایران حمله خواهد کرد؟ آیا به حمایت از گروه های تروریستی داخل و خارج از ایران ادامه خواهد داد؟ ترامپ مردی دمدمی مزاج و متغیر است و خود را با مشاوران همانند خودش احاطه کرده است. مشاورانی که جهان بینی او را منحرف کرده اند.
امید است که شخصی در حکومت آمریکا تاثیر کافی بر ترامپ داشته باشد تا از وقوع یک فاجعه در خاورمیانه و احتمالا جهان جلوگیری کند. ایران پیروز خواهد شد اما هزینه های آن برای دنیا حیرت انگیز خواهد بود.

منبع لینک
مطالب مشابه