ترور اسپرینگ
Meet the actual nature of MKO

Global Research: ایالات متحده گروه تروریستهای ضد ایرانی مجاهدین خلق را با وجود ارتکاب جنایت از لیست سازمانهای تروریستی خارج کرد.

0 5

ایالات متحده گروه تروریستهای ضد ایرانی مجاهدین خلق را با وجود ارتکاب جنایت از لیست سازمانهای تروریستی خارج کرد.
در سال ۲۰۱۲ وزارت امور خارجه ی آمریکا گروه ضد ایرانی و تروریست مجاهدین خلق را از لیست سازمانهای تروریستی خارجی (FTO) خارج کرد. در حالیکه چند سال بعد سازمان مجاهدین خلق نشان داد که تمایل زیادی به انجام خشونت های سیاسی دارد. اما این بار با مقیاسی بزرگتر از جنایات گذشته ای که آنها را در لیست ترور قرار داده بود.
در بیانیه رسمی وزارت امور خارجه ایالات متحده در سپتامبر 2012، منطق حذف مجاهدین خلق از لیست ترور به شرح زیر است: (تاکید اضافه شده است.)

با اقدامات فعلی، وزارت خارجه آمریکا فعالیتهای تروریستی گذشته ی سازمان مجاهدین را نبخشیده و از آنها چشم پوشی نخواهد کرد. فعالیتهای تروریستی این گروه در گذشته شامل مشارکت در کشتار شهروندان آمریکایی در ایران در دهه ی هفتاد میلادی و حمله به خاک ایالات متحده در سال ۱۹۹۲ میلادی است. وزارت خارجه همچنین نگرانی های جدی در مورد مجاهدین خلق به عنوان یک سازمان، به ویژه در مورد ادعای سوء استفاده علیه اعضای سازمان دارد.
تصمیم وزیر امور خارجه در مورد کناره گیری عمومی مجاهدین خلق از خشونت، عدم وجود اقدامات تروریستی توسط مجاهدین برای بیش از یک دهه و همکاری آنها در بستن مسالمت آمیز کمپ اشرف، پایگاه شبه نظامی تاریخی خود، مورد توجه قرار گرفت.
این در حالی است که سیاست ایالات متحده پیش از حذف سازمان مجاهدین از لیست ترور و رخدادهای پس از آن اثبات می کند که حذف سازمان مجاهدین از لیست ترور یک عمل ساختگی و از روی قصد بوده است. سازمان مجاهدین خلق مرتکب خشونت سیاسی علیه مردم ایران می شده و همچنان هم مرتکب این خشونت ها می شود و رویای درگیری هایی از قبیل آنچه در سوریه و لیبی رخ داد را برای تقسیم و تخریب ملت ایران در سر می پروراند.
حقایق مربوط به ماهیت واقعی سازمان مجاهدین خلق توسط رسانه های دولتی ایران طراحی نشده و اتهامات به این گروه از سوی مخالفان سازمان مجاهدین خلق نبوده است، بلکه این اتهامات از سوی خود حامیان آمریکایی سازمان مجاهدین و حتی رهبر ارشد این سازمان مطرح شده است.
بدون شک سازمان مجاهدین خلق دست به حملات تروریستی زده است.
به اقرار خود ایالات متحده و بریتانیا، سازمان مجاهدین خلق بدون تردید یک سازمان تروریستی است که اقدامات تررویستی را انجام داده است. مجلس عوام انگلستان در یک نشریه ی تحت عنوان «اعضای مجاهدین خلق ایران» به دفتر امور خارجه انگلیس اشاره می کند که صریحا بیان داشته است:
سازمان مجاهدین خلق در کشور انگلستان تحت قانون تروریسم ۲۰۰۰ محکوم شده است. این سازمان سابقه ی طولانی ارتکاب ترور در ایران و هر جای دیگری را دارد و طبق پذیرش خود این سازمان، مسئولیت حمله های خشونت باری را بر عهده دارد که منجر به مرگهای بسیاری شده است.
این نشریه لابی گریهای سازمان مجاهدین برای خارج کردن خود از لیست ترور در سراسر جهان را با لفظ «مداوم» بیان کرده است.
یکی از مقاله های سال ۲۰۱۲ گاردین با عنوان «تصمیم مجاهدین خلق: سفر چندین میلیون دلاری که منجر به خروج از لیست ترور شد» به طور گسترده ای جزئیات تعداد سیاست مداران برجسته ی آمریکایی که سازمان مجاهدین خلق به آنها نزدیک شده و به آنها پول داده است را به عنوان یکی از تلاشهای لابیگری این گروه نام برده است.
حتی، چیزهای بیشتری علاوه بر لابی گری در پشت پرده خروج سازمان مجاهدین از لیست ترور وجود دارد. در اوایل سال ۲۰۰۹ سیاستگذاران ایالات متحده، سازمان مجاهدین را به عنوان یکی از اقلیت های مخالف و گروه های قومیتی دیدند که می تواند توسط آمریکا برای نقشه ی بزرگتری که برای تغییر رژیم در ایران داشتند، مورد استفاده قرار گیرد.
شاید یکی از برجسته ترین (و به طور مشخص بحث برانگیزترین) گروه مخالفی که به عنوان نماینده بالقوه ایالات متحده جلب توجه می کند، کمیته ی مقاومت ملی ایران (NCRI) است که یک جنبش سیاسی است و توسط مجاهدین خلق تاسیس شده است. منتقدان معتقدند که این گروه، غیر دموکراتیک، بد نام و در واقع ضد آمریکایی است.
بروکینگز پس زمینه ی تروریستی سازمان مجاهدین خلق را تصدیق می کند، (تاکید اضافه شده است):
بی تردید، این گروه دست به انجام حملات تروریستی زده است. امری که اغلب از سوی طرفداران سازمان مجاهدین رد شده است. زیرا آنها علیه دولت ایران هدایت می شوند. به عنوان مثال در سال ۱۹۸۱ میلادی، گروه مجاهدین خلق، مقر سران حزب جمهوری اسلامی را بمب گذاری کرد که در آن زمان، مقر اصلی مذهبی، سیاسی و هدایتی ایران بود. این بمب گذاری منجر به کشتار حدود ۷۰ نفر از مقامات ارشد گردید. چندی پیش، این گروه ادعا کرد که مسئولیت بیش از دوازده حمله ی خمپاره ای، ترور و سایر حملات نظامی بر علیه شهروندان ایرانی و اهداف نظامی بین سالهای ۱۹۹۸ و ۲۰۰۱ را داشته است.
بروکینگز حملات سازمان مجاهدین به نیروهای آمریکایی و پیمانکاران غیر نظامی آمریکایی که منجر به قرار گرفتن این گروه در لیست سازمانهای تروریستی شده است را اینگونه بیان می کند:
در دهه ی ۱۹۷۰ میلادی سازمان مجاهدین خلق سه افسر آمریکایی و سه پیمانکار شهروند آمریکا را در ایران به قتل رساند.
علاوه براین، با وجود ادعای فعلی سازمان مجاهدین خلق به عنوان جنبش مقاومت محبوب مردمی ایران، بروکینگز اشاره می کند که (تاکید اضافه شده است):
خود این گروه نیز به نظر می رسد که غیر دموکراتیک بوده و محبوبیت کمی در ایران دارد. این گروه هیچ جایگاه سیاسی در این کشور نداشته، هرچند که ظاهرا حضور عملیاتی داشته است. به طور خاص، مشارکت سازمان مجاهدین در جانبداری از صدام حسین در طول جنگ تلخ ایران و عراق این گروه را به شدت منفور کرد. علاوه بر این، بسیاری از جنبه های گروهک مجاهدین، به صورت فرقه ای است و رهبران آن، یعنی مسعود و مریم رجوی به شدت مورد احترام قرار می گیرند.
بروکینگز اشاره می کند که با وجود این واقعیت قطعی درباره سازمان مجاهدین، ایالات متحده در واقع می تواند این سازمان تروریستی را به عنوان نماینده ای علیه ایران استفاده کند، اما در عین حال اظهار می کند:
برای همکاری نزدیکتر با این گروه (حداقل در یک رفتار واضح) واشنگتن نیازمند خروج این گروه از لیست سازمانهای تروریستی خارجی است
و از سال ۲۰۰۹ به بعد، این همان چیزی است که انجام شد. با در نظر گرفتن نقش اساسی تروریستهای مجاهدین در طرحهای تغییر رژیم علیه ایران، بعید است که سازمان مجاهدین خلق به تنهایی قادر به بازسازی تصویر خود باشد یا به تنهایی بتواند خود را از لیست آمریکایی اروپایی سازمانهای تروریستی خارج کند.

انقلابیون واشنگتن در ایران چه کسانی هستند؟ مجاهدین خلق، گروه ترور
در حالیکه تبلیغات سازمان مجاهدین اصرار دارد که حضور آنها در لیست سازمانهای تروریستی در سرار جهان، نتیجه ی یک تلاش جهانی برای «رهایی از رژیم روحانی ایران» است، واضح است که سازمان تروریستی خود را در این لیست های ترور یافت و سپس با لابی گری و فریب کاری خود را از این لیستها رها کرد.
سازمان مجاهدین خلق امروز نیز مرتکب خشونت می شود.
در حالیکه ایرانی ها در سوگ حمله ی اهواز بودند، سازمان مجاهدین خلق در حال برگزاری گردهمایی در شهر نیویورک بود که سیاستمداران برجسته ی آمریکایی از جمله وکیل دونالد ترامپ، رادولف جولیانی و مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا در دوره ی باراک اوباما جیمز جونز در آن شرکت کردند.
در طی نشست «قیام ایران در سال ۲۰۱۸» جولیانی برای سرنگونی حکومت ایران عهد می بندد.
مریم رجوی، رهبر سازمان مجاهدین، پیامی را که اکنون در وب سایتهای سازمان مجاهدین هست را پخش کرد. در این پیام، او در مورد نقش سازمان مجاهدین در تحریک مداوم خشونت ها در ایران بحث می کند و بیان می دارد:
امروزه، ترس از حکومت ملاها با نقشی که مجاهدین خلق و واحدهای مقاومت در پیشروی و استمرار قیامها ایفا میکند در حال افزایش است. تحلیلگران رژیم می گویند: «عنصر قطعی در رابطه با شورشهای دسامبر ۲۰۱۷ سازمان شورشها است. واحدهای موسوم به شورشی ایجاد شدند که هم توانایی افزایش نیروهایشان را داشته و هم قابلیت جایگزینی رهبران خود را واجد بودند.»
نقشه ی راه آزادی در همین قیام های پیاپی و اعتراضات بی وقفه و در مبارزه ی واحدهای مقاومت نمایان می شود. شورشهایی که قطعا حاوی خشونت هستند. این شورشها که در اواخر سال ۲۰۱۷ در ایران آغاز شده و هر از گاهی استمرار پیدا می کند – و مریم رجوی و سازمان مجاهدین مسئولیت سازماندهی آنها را به عهده می گیرند- چندین کشته شامل افراد پلیس را در پی داشته است.
یک افسر پلیس کمی پیش از سال نو به ضرب گلوله کشته شد و سه نفر دیگر در اواخر فوریه سال ۲۰۱۸ در چنین شورشهایی به قتل رسیدند.
به طور خاص در منطقه ی اهواز،‌ حسابهای رسانه های اجتماعی مجاهدین خلق، به ناآرامی های این منطقه دامن زده و به تقویت آن می پرداختند.
اهواز اخیرا صحنه ی حملات تروریستی بود که مردان مسلح یک رژه را هدف قرار دادند و چندین کشته و زخمی بر جای گذاشتند.
هدف نهایی رجوی و سازمان مجاهدین سرنگونگی حکومت ایران است. همانطور که بروکینگز در مقاله ی سال 2009 اذعان می کند، دولت ایران بدون مبارزه و جنگ، قدرت را به رژیم دست نشانده ی آمریکا نخواهد داد و سازمان مجاهدین به عنوان نماینده ی ایالات متحده ایجاد شده است به این خاطر که توانایی ایجاد خشونت دارد. بروکینگز نوشته است:
با وجود نفوذ محدود این گروه، (اما شاید به خاطر استفاده موفقیت آمیز از تروریسم) رژیم ایران به شدت نسبت به مجاهدین خلق حساس است و علیه آن هشیارانه عمل می کند.
به همین دلیل بود که بروکینگز آنها را به عنوان نماینده بالقوه امریکا در سال ۲۰۰۹ نشان داد و خروج آنها از لیست ترور توسط وزارت امور خارجه ی آمریکا را توصیه کرد تا ایالات متحده بتواند حمایت آشکار بیشتری از این سازمان تروریستی داشته باشد.
واضح است که پذیرش اخیر رجوی درباره ی پشتیبانی از خشونتهای سیاسی در داخل ایران، منطق وزارت امور خارجه ی آمریکا برای خروج این سازمان از لیست ترور را نقض می کند که مدعی شده بود این گروه از خشونت عمومی دست کشیده است.
سازمان مجاهدین خلق نه تنها از انکار خشونت امتناع می کنند بلکه رهبر ارشد این سازمان به صورت عمومی و با قطعیت اعلام کرد که سیاست سازمان مجاهدین خلق این است که آشکارا به مدیریت خشونت در داخل ایران بپردازند تا به بی ثباتی و سرنگونی حکومت بینجامد. با نادیده گرفتن قوانین ضد تروریسم ایالات متحده از سوی خود این کشور – حمایت و کمک به سازمان مجاهدین در حالی که هنوز در لیست سازمانهای تروریستی خارجی وزارت خارجه قرار دارد – و اینکه ایالات متحده در حال حاضر سازمان مجاهدین را با عناوین سازمان اصلاح شده و سازمان مقاومت معرفی می کند در حالیکه رهبر آن با خشونت های سیاسی جاری در ایران اعتبار کسب می کند، واضح است که آمریکا یک بار دیگر خود را در جایگاه دولت حامی تروریسم می یابد. در اوایل سال ۲۰۰۷ بود که سیمور هرش در مقاله ی نیویورکی اش با عنوان «آيا هدایت دوباره، سیاست جدید دولت در جنگ مقابل تروریسم برای دشمنان ما سودمند است؟» هشدار داده بود:
به منظور تضعیف ایران، که اغلب شیعه هستند، دولت بوش در عمل تصمیم دارد اولویتهای خود در خاورمیانه را دوباره تنظیم کند. دولت لبنان با حکومت سعودی که سنی است در عملیاتهای مخفیانه که برای تضعیف حزب الله (یک سازمان شیعی که توسط ایران حمایت می شود.) می باشد، همکاری کرده است. ایالات متحده نیز در عملیاتهای مخفی که هدف آنها ایران و دیگر متحدش یعنی سوریه است، مشارکت می کند. نتیجه ی فرعی این فعالیتها، تقویت گروه های افراط گرای سنی بوده که به دنبال یک دیدگاه ستیزه جویانه از اسلام هستند و مخالف آمریکا و موافق القاعده می باشند.
روشن است که ظهور دولت اسلامی (داعش)، القاعده، النصره و دیگر جنبشهای افراطی در سوریه نتیجه ی این سیاست ایالات متحده است. همچنین روشن است که بسیاری از گروه های افراط گرای دیگر نیز وجود دارند که ایالات متحده به صورت آگاهانه و از نظر سیاسی آنها را تطهیر می کند تا به طور مخفیانه از تروریسمی که مستقیما علیه ایران است، حمایت کند. این فقط مسأله ی زمان است که پیش از همین انکارها و مخفی کاریها، تروریستهای سوری و لیبیایی را به عنوان شورشیان مبارزه با آزادی معرفی می کردند و حالا از آنها برای خشونتهای حمایت شده از سوی آمریکا علیه ایران استفاده می شود. امید است که زمان زیادی طول نکشد که بقیه ی دنیا از این بازی [سیاسی] با خبر شوند و گروه های مانند سازمان مجاهدین را به عنوان تروریستهایی که همیشه تروریست بوده و هستند، محکوم نمایند. همچنین با عطف توجه به گذشته روشن است که مبارزات و برنامه ی تغییر رژیم که توسط آمریکا مهندسی می شود بر منطقه ی خاورمیانه و همه ی جهان تاثیر گذاشته است. تنها چیزی که می توان درباره ی تاثیر بیشتر این خشونت ها گفت این است که تکرار موفقیت آمیز آنها در صورتی که اتفاق بیفتند مستقیما بر ایران تاثیر خواهد گذاشت.

Global Research: The US Has Delisted Anti-Iranian MEK Terrorists Still Openly Committed to Violence

منبع لینک
مطالب مشابه