ترور اسپرینگ
Meet the actual nature of MKO

ترور سه مستشار غیر نظامی آمریکا

75

ترور سه مستشار غیر نظامی آمریکا

شناسایی کارشناسان طرح سری

در بحبوحه ضرباتی که ساواک در بهار و تابستان 1355 به گروه های مسلح مارکسیستی وارد کرد و به تبع آن چریک های فدایی1
را به مرز نیستی کشاند و عناصر فعالی از مجاهدین خلق را نیز کشت و یا دستگیر نمود، رهبری مجاهدین خلق تصمیم گرفت به یک عمل چشمگیر و موثر نظامی دست بزند.
تحلیل بر این مبنا قرار داشت که پس از ضربات شدید وارد بر مجاهدین خلق و چریک های فدایی، می بایستی –اولا- به نحوی ابراز و اعلام موجودیت موثر کرد و –ثانیا- رژیم پهلوی را در یک تقابل پیچیده با حرکت مسلحانه قرار داد.2

سرانجام ترور سه تن از مستشاران آمریکایی در ایران طراحی شد و به اجرا درآمد. این مستشاران، از کارشناسان متخصص در حوزه وسایل الکترونیکی بودند که نصب و بهره برداری از سیستم های پیچیده استراق سمع را در قالب یک طرح سری در «کبکان» واقع در مرز ایران و شوروی، هدایت می کردند. بنا بر قراین موجود، اطلاعات اولیه درباره این سه جاسوس، به احتمال قوی، از سوی دولت شوروی به سازمان منتقل شده بود.

چگونگی انجام ترور

طی عملیات های شناسایی برای اجرای ترورها، مسیر دقیق حرکت اتومبیل مستشاران مشخص شد. طبق اطلاعات به دست آمده از واحدهای عملیاتی سازمان، آنها هر روز صبح بین ساعت 7 تا 7 و بیست دقیقه، از تهرانپارس (تقاطع خیابان دماوند، معروف به سه راه تهرانپارس) عبور می کردند و نزدیک تقاطع سی متری نارمک، از خیابان خیام (یکی از خیابان های فرعی منشعب از میدان وثوق) می گذشتند. تصمیم گرفته شد که آرایش تیم عملیات در این محدوده و در نقطه مشخصی از خیابان خیام صورت بگیرد.
در جریان تدارک اجرای عملیات، برای تهیه اتومبیل به منظور اجرای راه بندان، یک فولکس واگن مستعمل، خریده شد. اتومبیل فرار نیز تهیه گردید. سلاح های مورد نیاز نیز به تناسب نقشی که هر نفر در عملیات داشت، مهیا گردید. عابدینی نحوه انجام ترور را بدین قرار شرح می دهد:
” روز عمل [6/6/1355] تمام کارها مطابق برنامه انجام گرفت. راننده موتور سیکلت و فردی که ترک او نشسته بود، به وسیله بوق و دست علامت مثبت دادند. تیم آماده شد. آرایش حمله صورت گرفت. راننده ی راه بندان، ماشین را روشن کرد. چند لحظه بعد، اتومبیل حامل مستشاران از پیچ خیابان ظاهر شد. راننده ی راه بندان، راه ماشین را سد کرد. راننده مستشاران احساس کرد که قضیه ای در کار است و فرمان را به سمت راست خودش چرخاند ولی به علت باریک بودن خیابان، کاری از دستش بر نمی آمد و را ه بسته شد.
مسلسل چی ها، پس از اینکه فرمانده به سرعت راننده مستشاران را تسلیم نموده و او را وادار کرد که سرش را به زیر داشبورت ببرد، رگبار را به آمریکایی ها بستند. نفر جلویی (ویلیام کرونگارد) پس از تیر خوردن قصد فرار داشت، از ماشین خارج و به طرف پیاده رو رفت ولی مسلسل چی او را دنبال کرده و در حالی که در داخل جوی آب افتاده بود، کارش را تمام کرد. در این اثنا راننده ماشین راه بندان، بایستی خارج می شد و به عنوان پشتیبان آتش مسلسل چی عقبی در کنار او می ایستاد، منطقه را کنترل می کرد، مسلسل چی تیرِ خلاصِ دو نفرِ عقب، را بزند، دوباره مسلسل را به دست او می داد و به سمت ماشین فرار حرکت می کردند. در ضمن قرار بود که حین رفتن به سمت ماشینِ فرار، شعار هم بدهند که (برخلاف گفته اعلامیه) شعاری داده نشد. این مرحله از عمل، که اصل قضیه هم بود، به طور کامل (منهای یکی دو مورد جزئی) انجام گرفت و ماشین در مسیر شناسایی شده حرکت کرد. پس از طی مسافتی، یک نفر از سرنشینان را پیاده نموده، نمره ]ی جعلی[ را برداشته و دوباره به حرکت ادامه داد. بعد از مدتی دو نفر دیگر را نیز پیاده نموده و خود راننده با ماشین فرار به سمت میدان خراسان حرکت کرد، در حالی که کیف های مستشاران نیز در داخل ماشین بود. ماشین فرار را در یکی از کوچه های حوالی میدان خراسان قرار داده وسایل درون ان را به ماشین دیگری که از قبل در آنجا قرار داده بود- منتقل نموده و با ماشین جدید به سمت یک پایگاه، که می بایست وسایل به آنجا برده شود، حرکت نمود. و بدین صورت عملیات خاتمه یافت .3

افراد تیم عملیات ترور سه مستشار عبارت بودند از:
1- حسین سیاه کلاه (کاظم)- فرمانده عملیات؛
2- مهدی فتحی (وحید)- معاون فرمانده و در واقع فرمانده اجرایی عملیات صحنه؛ [سلسل چی شماره 1]
3- محسن طریقت (محمود)- مسلسل چی شماره 2؛
4- قاسم عابدینی (عسکر)- راننده راه بندان و فرار؛
5- شهرام محمدیان باجگیران (جواد)- راننده موتور و علامت دهنده؛
6- غلامحسین صاحب اختیاری (شمس الله- اصغر)- موتور سوار و علامت دهنده.4

از فردای آن روز جزئیات و مشروح این ترور، همراه با مشخصات بیشتری از مقتولان (با تاکید بر هویت نظامی آنها)، در روزنامه های به چاپ رسید و اعلام شد که جنازه های آمریکاییان به کالیفرنیا انتقال یافت .5

در حاشیه این عملیات

یکی از تفاوت های این ترور با دیگر عملیات های ترور سازمان، در این بود که این بار برای کشتن سوژه های مورد نظر، از مسلسل دستی استفاده می شد. سایر ترورها –عموما – با سلاح کمری صورت گرفته بود و دلیل آن نیز واضح بود: به همراه داشتن سلاح بزرگ با حفاظت در تناقض بود و امنیت تیم را از بین می برد. در این مورد به خصوص، استفاده از مسلسل دستی کلاشینکف، در دستور کار قرار گرفت. به طور معمول از مسلسل ها برای دفاع از خانه های تیمی استفاده می شد ولی چریک های فدایی در عملیات نیز آن را به کار می بردند؛ منتها انواع کوچکتر سبک تر آنها از قبیل مسلسل دستی «شی» ساخت فرانسه.
درست یک روز پس از این ترور، که تبلیغات وسیعی نیز از سوی رسانه های گروهی غربی به ویژه آمریکایی درباره آن صورت گرفت، در چند نقطه دنیا از جمله آلمان، برزیل، ایالات متحده، انگلیس و کانادا، عناصری از سازمان جاسوسی شوروی دستگیر و افشا گردیدند. این نکته نیز احتمال دخالت شوروی در پشتیبانی اطلاعاتی عملیات ترور سه مستشار را تقویت می کرد .6

نتایج بررسی های ساواک

یکی از اولین گزارش های ساواک درباره ترور سه مستشار طرح ای بکس به شرح زیر بود:
” همان طوری که به استحضار رسیده، مقارن ساعت 7 روز 1355/06/06 شش نفر از اعضای گروه تروریستی به اصطلاح مجاهدین خلق ایران (مارکسیست های اسلامی) راه عبور اتومبیل سه نفر از اتباع آمریکایی مقیم تهران به اسامی «روبرت کرون گارد، ویلیام کاترل و دونالد اسمیت» را که با نیروی هوایی شاهنشاهی ایران همکاری داشتند و عازم محل کار خود بودند، در میدان وثوق منطقه تهران نو با اتومبیل فولکس واگن مسدود نمودند و با مسلسل و سلاح کمری هر سه نفر مذکور را به قتل رساندن و با به جای گذاردن اتومبیل، خود از محل حادثه متواری گردیدند. بررسی های انجام شده در مورد قتل آمریکاییان مذکور نشان می دهد که عوامل اجرای طرح ترور اطلاعات کافی در مورد وضعیت و مشاغل آنان در اختیار داشته اند. با توجه به اینکه قسمت هایی از ارتش شاهنشاهی که مستشاران نظامی و غیر نظامی آمریکایی در آنجا به خدمت اشتغال دارند، همواره مورد توجه خاص عوامل اطلاعاتی شوروی می باشد و سه نفر مذکور نیز در قسمتی خدمت می کردند که از حساسیت ویژه ای برخوردار می باشد، چنین استنباط می گردد که اطلاعات مذکور و شناسایی انجام شده، وسیله عوامل سرویس اطلاعاتی شوروی صورت گرفته باشد. “7
می توان خاطر نشان کرد شوروی در حساس ترین نقاط ارتش شاه و سیستم ضد جاسوسی و امنیتی آن، جاسوس داشت. سرلشگر مقربی –با سی سال سابقه جاسوسی- از آن جمله بود. همچنین در سالهای 1353-1355 سه شبکه فعال جاسوسی شوروی در ایران کشف شد که در در آن از سرهنگ تا ستوان عضو بودند؛ امنیت اطلاعاتی این شبکه های جاسوسی در بالاترین حد بود، به گونه ای که دستگاه اطلاعاتی رژیم، نتوانست ریشه های اصلی آن را شناسایی کند.

منبع: سازمان مجاهدین خلق: پیدایی تا فرجام (1344-1384) ، ج2، به کوشش جمعی از پشوهشگران، انتشارات موسسه مطالعات پژوهشهای سیاسی

مطالب مشابه