ترور اسپرینگ
Meet the actual nature of MKO

فاجعه هفتم تیر

18

فاجعه هفتم تیر

سازمان مجاهدین خلق پس از ورود به فاز مسلحانه و شروع جنگ عریان با جمهوری اسلامی، با طراحی عملیات های تروریستی گوناگون سعی بر متزلزل نشان دادن جمهوری اسلامی داشت. آنها در جمع بندی های خود به این نتیجه رسیدند که اگر بتوانند سران نظام را از میان بردارند مطمئنا نظام آینده ای نخواهد داشت. یکی از این افراد شهید دکتر آیت الله بهشتی بود که، به تعبیر امام خمینی “یک ملت بود” و به تعبیر سران سازمان، او مغز متفکر جمهوری اسلامی معرفی می شد و از بین بردن او مساوی با نابود کردن آینده نظام بود.

منافقین از ابتدای انقلاب نیروهای خود را به صورت جاسوس در ارگان های مختلف نظام نفوذ دادند و از این طریق به اطلاعات زیادی دست پیدا کردند و با همین شیوه ترورهای زیادی را طراحی و اجرا نمودند. یکی از این وقایع مهم تاریخی که به عنوان یکی از سیاه ترین نقاط کارنامه تروریستی سازمان محسوب میشود، فاجعه هفتم تیر بود که در اثر آن دکتر آیت الله بهشتی که در آن زمان رئیس قوه قضائیه بود و تعداد زیادی از مسئولین نظام (نمایندگان مجلس، مدیران، و چند وزیر) کشته شدند.

محمد جواد قدیری عضو کادر مرکزی سازمان و از طراحان اصلی انفجار مسجد اباذر، «در روز چهارم تیر (1360) به دوستان خود با اطمینان خبر می دهد که روز هفتم تیر، کار یکسره خواهد شد1 وی روز ششم تیر نیز قبل از فرار از کشور «به بعضی از متهمین (عضو سازمان) که مجددا دستگیر شده اند گفته بود که فردا یعنی روز 7/4/1360 کار نظام اسلامی تمام است .»2

فاجعه انفجار در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی بزرگ ترین ضربه ای بود که تروریسم از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی بدان وارد آورده بود. به رغم عریان بودن انگیزه ها و حوزه عملکرد سازمان که حتی پیش از تحقیقات هم برای مردم روشن بود، به علت ابعاد و آثار گسترده داخلی و بین المللی این اقدام، سازمان منافقین مسئولیت انفجار 7 تیر را صریحا اعلام نکرد، اما در عین حال به صورت تلویحی و با کنایه روشن تر از تصریح، آن را به خود نسبت می داد. انجمن دانشجویان مسلمان آمریکا که در سال 60 و 61 نقش ستاد سازمان در آمریکا را ایفا می کرد و مواضع آن را انتشار می داد، در اطلاعیه خود چنین اعلام نمود: «… انفجار ستاد حزب ]جمهوری اسلامی[ و متلاشی شدن بهشتی… مرگ بهشتی همان خواست به حق توده های محروم بود .»3

نشریه مجاهد، ش 131: ص24. ستون چهارم و پنجم «…صدای مهیب انفجار درست راس ساعت 9 یکشنبه شب …

رجوی در جمع بندی یکساله و موسی خیابانی نفر دوم سازمان، در نوار تحلیل تاریخچه سازمان، که اندک زمانی پیش از کشته شدنش در بهمن 60 ضبط کرده بود، هر دو –به نوعی- از «ضربه مهلک» و «ضربه اول» (و مانند این تعبیرها) بعد از 30 خرداد، سخن راندند. خیابانی با اشاره به آغاز جنگ مسلحانه توسط سازمان پس از 30 خرداد 60، درباره انفجار حزب جمهوری اسلامی می گوید:

“…صدای مهیب انفجار درست راس ساعت 9 یکشنبه شب، هفتم تیرماه، بلند شد. صدایی که نه تنها در سراسر ایران، بلکه در سراسر جهان طنین انداخت و شاید بتوان گفت که از فردای آن روز، رژیم خمینی دیگر مرده است .”4

وی در ادامه، با تشبیه سازمان به یک جوان، انفجار 7 تیر را سیلی محکم آن جوان به رژیم جمهوری اسلامی توصیف می کند 5. همچنین در یک جمع بندی درون سازمانی در شهریور 60، از فاجعه 7 تیر با این تعبیر یاد می شود: «ضربه جبران ناپذیر بر پیکر ارتجاع به عنوان مرحله جدید مبارزه که در اثر آن رژیم قادر به راست کردن کمرش نخواهد بود .»6

اشارات مسئولین سازمان به عهده دار بودن در عملیات ترور 7 تیر

مسعود رجوی ،در جمع بندی یکساله، با اشارات و تاکیدات بسیار به مخاطبان می رساند که فاجعه 7 تیر را سازمان مرتکب شده است. وی با مرحله بندی کردن جنگ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی می گوید:

“در مرحله اول، نوبت سران سیاسی بود. قبل از هر چیز، شاه مهره ها هدف بودند.7 …ما در فاز نخستین تهاجممان، با عمل بزرگ شروع کردیم؛ و در راس همه، عملیات تاریخی «الله اکبر»، که این اسم هم پیشاپیش برایش گذاشته شده بود، جای موسی خالی… یک مرحله را پیش بردیم. کدام مرحله؟ بی آینده کردن رژیم و سلب ثبات از آن… خلاصه در یک کلام: کار کسی جز مجاهدین نبود… کار در مجموع حساب شده و برنامه ریزی شده بود… “8

در فروردین 62 سرمقاله نشریه مجاهد آشکار ساخت که «از فردای 30 خرداد سال 60 در نشست دفتر سیاسی سازمان» بحث و تصمیم گیری درباره «نخستین عمل بزرگ» آغاز می شود و «هدف های این عملیات» دارای چهره و هویت مذهبی بوده اند 9. این اشارات کاملا روشن می سازد که انفجار هفتم تیر در دفتر سیاسی مورد بحث قرار گرفته و تصویب شده است و با توجه به اشاره رجوی به هنگام یاد کردن از آن عملیات، می توان حدس زد که نقش خیابانی در انجام این عملیات مهم تر و برجسته تر از سایرین بوده است.

چند مورد دیگر از اعترافات سازمان به انجام عملیات تروریستی هفتم تیر به این شرح است:

اولین شماره نشریه مجاهد که پس از 4 تیر 60 تعطیل شده بود و یک سال و نیم بعد در آذر ماه 61 در خارج کشور منتشر گردید، در سرمقاله خود درباره استراتژی جنگ مسلحانه و ترور سران کشور تحت عنوان «ضربات اول» چنین می نویسد:

“… در مرحله اول این استراتژی، ضربه یا ضربات تعیین کننده اول و یک فاز تهاجمی- تهاجم به هر قیمت- و تشکیل آلترناتیو را در دستور کار قرار دادیم… در مرحله اول… بار کیفی پیشبرد عملیات نامی، از آنجا که از پیچیدگی بسیار بالایی برخوردار بود، به عهده مسئولین رده بالای سازمان قرار داشت .”10

نشریه سازمان در تحلیلی فاجعه هفتم تیر را این گونه تبیین کرده است:

نشریه مجاهد، ش129: ص17، ستون دوم از اواسط ستون «…ازبین رفتن 70 درصد کادر رهبری و …»

“… ازبین رفتن 70 درصد کادر رهبری و ارکان حکومتی اش در نقاط مختلف کشور و بی آینده شدن مطلق رژیم، دقیقا محصول مقاومت انقلابی مسلحانه و به خصوص مرحله اول استراتژیک آن بوده است… او (بهشتی) تنها شاه مهره ای بود که می توانست آینده رژیم را… تضمین نماید (و در همین جاست که عظمت انقلابی و سرنوشت ساز مرحله اول استراتژی مقاومت روشن می شود.)… مسعود رجوی در جمع بندی یک ساله مقاومت مسلحانه چنین می گوید: مجاهدین در اولین ضربه شان جایی برای تثبیت رژیم نگذاشتند .”11

مسعود رجوی در مصاحبه با نشریه الوطن العربی در دی ماه 61 که ترجمه آن توسط ارگان سازمان نیز منتشر گردید گفت:

“دستاورد سال اول مبارزه مسلحانه ما بسیار بود. تا حدی که رژیم امروز بی آینده شده است… کلیه کاندیداهای رهبری پس از خمینی یعنی مقاماتی که می توانستند رهبری رژیم کنونی را بعد از او به دست گیرند، علاوه بر آنها دو هزار نفر دیگر از آخوندهای حاکم و سایر مسئولین رژیم نیز… به هلاکت رسیده اند .”12

در گزارش وزارت خارجه آمریکا درباره سازمان که در سال 1994 میلادی انتشار یافت نیز صریحا مسئولیت انفجار هفتم تیر به سازمان منافقین نسبت داده شده است:

“مجاهدین موجی از بمب گذاری و ترور را علیه رژیم خمینی آغاز نمودند که تا امروز نیز طنین انداز است. شاخص ترین حمله در تاریخ 28 ژوئن 1981 (هفت تیر 60) رخ داد و این زمانی بود که دو بمب، مرکز حزب جمهوری اسلامی را متلاشی کرد و منجر به کشته شدن 74 تن از رهبران ارشد رژیم گشت. من جمله رهبر حزب جمهوری اسلامی، آیت الله بهشتی، 4 وزیر و 27 نماینده مجلس .”13

علی فراستی از اعضای قدیم و جدا شده سازمان در شرح چگونگی اقدام سازمان به انفجار هفتم تیر تاکید کرد که شورای پشتیبانی، این عملیات را برعهده داشته است:

” انفجار حزب جمهوری اسلامی در 7 تیر 1360 شوک سهمگینی برای رژیم بود و حکومت شوروی، آمریکا را منشا انفجار اعلام کرد. (کتاب اتحاد شوروی و ایران انقلابی، نوشته: ا.یودفات، لندن، 1984،ص116) این اقدام مجاهدین ، هیچ کمکی به خودشان نکرد بلکه ناخواسته کمک بزرگی به استراتژی شوروی کرد… در تحقیقات موسسات جرم شناسی آمریکا مشخص شد که بمب به کار رفته در انفجار مقر حزب جمهوری اسلامی از نوع «گاز متراکم: بوده است که به تازگی توسط آمریکایی ها کشف شده بود ولی شوروی ها توانسته بودند به آن دست یابند. ساختن چنان بمبی با آن فرمول پیچیده مطلقا در توان یک گروه چریکی نبوده است و تنها احتمال، رسیدن آن از طریق شوروی به مجاهدین بوده است. لازم به توضیح است که مسعود رجوی در سال 1360 در جلسات خصوصی در پاریس تایید کرده بود که تکنولوژی آن انفجار را در اختیار نداشته است .”14

حال آنکه در زمان وقوع فاجعه، نحوه انعکاس خبر انفجار هفتم تیر در رسانه های آمریکایی، آشکارا استقبال و خشنودی آمریکایی ها را از این موضوع نشان می داد و اگر شوروی هم در پشتیبانی این فاجعه نقش و وساطت داشته، در هماهنگی و همکاری با آمریکا بوده است زیرا منافع این دو ابر قدرت در آن زمان در تضعیف و نابودی نظام جمهوری اسلامی، با یکدیگر کاملا گره خورده بود.

تایم چاپ آمریکا نوشت که آیت الله بهشتی «امید اصلی برای تداوم انقلاب اسلامی بود.»15

واشنگتن استار، فقدان وی را به منزله از دست رفتن «توانا ترین استراتژیست و سازمانده» روحانیت ایران توصیف کرد16 و کریستین ساینس مانیتور تاکید کرد که انفجار هفتم تیر «امید بنیادگرایان برای تشکیل یک دولت مذهبی پس از سرنگونی بنی صدر را به یاس مبدل کرد.»17

هویت عامل انفجار

یک هفته بعد از انفجار، هویت عامل آن شناسایی شد و طی اطلاعیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با اعلام مشخصات وی از مردم برای دستگیری او درخواست کمک شد. در اطلاعیه سپاه عامل این عملیات تروریستی، محمدرضا کلاهی از اعضای سازمان مجاهدین خلق معرفی شد. حجت الاسلام محمدی ری شهری، اولین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، در خاطرات خود آخرین و کامل ترین اطلاعات منتشره درباره کلاهی را ارائه داد:

“محمدرضا کلاهی صمدی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در سال 1357 به سازمان منافقین پیوست. ابتدا در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت بود و پس از مدتی با خط دهی سازمان از انجمن، اظهار بریدگی نموده، ضمن اینکه در همان مقطع با سازمان ارتباط تنگاتنگی داشته است، به عنوان پاسدار کمیته انقلاب اسلامی ولی عصر (تهران) واقع در خیابان پاستور، شروع به فعالیت کرده و به تدریج با هدایت منافقین، وارد حزب جمهوری اسلامی میشود.

کلاهی در تشکیلات دفتر مرکزی حزب در جایگاهی قرار می گیرد که از کلیه جریانات مهم حزبی و مملکتی مطلع بوده و همچنین مسئول دعوت ها برای کنفرانس ها، میزگردها و یا جلسات بوده، ضمن اینکه حفاظت سالن نیز به عهده او بوده است.. او مستقیما زیر نظر یکی از افراد کادر مرکزی منافقین به نام هادی روشن روانی با نام مستعار مقدم18 ، قرار داشته است.

وی چند روز قبل از انفجار حزب، کیف سامسونت خود را عوض کرده و یک کیف بزرگ را با خودش حمل می نموده و چون رفت و آمد وی در طول روز به حزب زیاد بوده، کمتر مورد بازرسی قرار می گرفت. پس از انفجار حزب جمهوری اسلامی، او متواری و درخانه های تیمی منافقین مخفی و نهایتا از طریق مرز غرب کشور توسط عوامل منافقین به عراق منتقل شد.

گفته می شود کلاهی در سال 1370، نسبت به سازمان مسئله دار شده و در سال 1372 از سازمان جدا و در سال 1373 از عراق به المان رفته است.”19

اعتراف فوق سری رجوی

بعد از سقوط رژیم بعثی صدام در عراق، نوارهای فیلم برداری شده از ملاقات ها و مذاکرات فوق سری رجوی با مقامات اطلاعاتی و امنیتی این رژیم کشف شد و تعدادی از آنها در اروپا منتشر گردید. از جمله متن مکتوب پنج ملاقات رجوی طی سالهای 1991 تا 2001 میلادی به همراه سی دی تصویری و صوتی آن در سال 1383 در قالب یک کتاب به ضمیمه سی دی، در لندن انتشار یافت. مسعود رجوی در یکی از این ملاقات ها، صریحا در مورد مسئولیت سازمان در انفجار هفتم تیر سخن می گوید. وی در دیداری با سپهبد طاهر جلیل حبوش رییس سازمان کل اطلاعات عراق، در سال 1999 میلادی هنگام اشاره به سوابق روابط قبلی با آمریکا و فرانسه چنین می گوید:

“همانگونه که اطلاع دارید من در سالهای 1981 تا 1986 در پاریس بودم. در آن سال ها… به ما تروریست نمی گفتند، هرچند که کاخ سفید و کاخ الیزه می دانستند، با کاخ الیزه هم ارتباط داشتیم، می دانستند که چه کسی حزب جمهوری را در ایران منفجر کرد… آنها می دانستند و خوب هم می دانستند ولی صفت تروریست را به ما نزدند .”20

لازم به ذکر است که ضبط تلویزیونی این جلسه و سایر مذاکرات رجوی و مقامات امنیتی رژیم بعث عراق، به طور مخفیانه و توسط سرویس اطلاعاتی عراق صورت پذیرفته است که پس از تصرف آرشیوهای فوق سری مراکز اطلاعاتی به دست گروهی از مردم و نیروهای مبارز عراقی، کشف گردید. آن بخش از نوارهای منتشره در لندن، بنابر آنچه که در مقدمه کتاب حاوی متن آنها آمده است، توسط یک نماینده برجسته پارلمان اروپا به نام بارونس نیکلسون Emma Nicholson21 از عراق خارج شده و در اختیار ناشران آن قرار گرفته است .22

ابعاد و اثار فاجعه و چرخش 180 درجه ای سازمان

حضور گسترده و انبوه اقشار مختلف مردم در مراسم تشییع و بزرگداشت شهدای هفتم تیر و فضای عاطفی پدید آمده در سراسر کشور، امواج وسیع حمایت از نظام و نفرت از سازمان تروریستی منافقین را تشدید نمود.

روز 9 تیرماه 1360 تشییع پیکرهای شهدای 7 تیر با حضور انبوه مردم، در صفحه اول مطبوعات همراه با تصاویری گویا، این گونه انعکاس یافت:
خشم میلیونی مردم علیه آمریکا در تشییع جنازه 72 شهید بزرگ انقلاب .”23

ولی الله صفوی از مسئولان نظامی دستگیر شده سازمان تاکید می کند که نیروهای تشکیلاتی از انجام عملیات 7 تیر سازمان اطلاع داشتند ولی بعد از واکنش گسترده افکار عمومی، مرکزیت دستور داد که موضوع برای هواداران و سایرین کتمان شود:

” به دنبال آن فاجعه رهنمودی ]از مرکزیت[ به این مضمون می رسد که این حرکت از طرف سازمان به عنوان راه گشای حرکت نظامی برای هواداران بوده و این خط را به گوش همه مردم برسانید. ولی بعد از مشاهده سیل عظیم میلیونی که برای تشییع پیکر شهدای هفتم تیر آمده بودند سازمان به وحشت می افتد و بعد از چند ساعت نظرش را تغییر می دهد و می گوید که این خبر را حتی به گوش هواداران تشکیلاتی هم نرسانید تا بازتاب اجتماعی اش مشخص شود .”24

بعد از سخنرانی مهم امام خمینی در دیدار با خانواده های شهدای هفتم تیر و تحلیل ماهیت آمریکایی سازمان و گروه های موتلف پنهان و آشکار آن، که مشخصا با «جریان آمریکایی» توصیف کردن لیبرال ها، آنان را در اقدامات تروریستی سازمان سهیم و مسئول معرفی می کرد، روزنامه کیهان به سرپرستی حجت الاسلام سید محمد خاتمی در سرمقاله ای تحت عنوان «عوامل اصلی فاجعه اخیر را بهتر بشناسیم» چنین نوشت:

“…امام در چند سخنرانی روشنگرانه تصریح کردند که جریانات سیاسی کار از قبیل بنی صدر، نهضت آزادی، جبهه ملی و… در مقابله انقلاب عهده دار مسایل سیاسی عملیات بوده اند و جریاناتی از قبیل مجاهدین خلق و فرزندان خلف آنها یعنی پیکاری ها و محصول هر دوی اینها یعنی چریک های اقلیت، در برخورد با انقلاب و خط اصلی امام، عهده دار مسایل اجرایی عملیات بوده اند .”25

در پی آگاهی مردم از پشت پرده گروه های سیاسی و نقش سازمان و دیگران در ایجاد ناامنی ها در کشور، بعضی از این گروه ها نسبت به این عملیات تروریستی اعلام برائت نمودند. از جمله جنبش مسلمان مبارز و نهضت مجاهدین خلق (گروه میثمی) با صدور اطلاعیه های جداگانه، فاجعه هفتم تیر را با شدت بیشتری محکوم نمودند و نسبت به رهبری امام ابراز اعتقاد و وفاداری روشنی، نشان دادند .26

منبع: سازمان مجاهدین خلق: پیدایی تا فرجام (1344-1384)، ج 2، صص 593-610

مطالب مشابه