ترور اسپرینگ
Meet the actual nature of MKO

CounterPunch: مجاهدین خلق در آلبانی

5

مجاهدین خلق در آلبانی

متن زیر مصاحبه­ای است که من از طریق ایمیل با اولسی جازقی مورخی کانادایی-آلبانیایی ساکن آلبانی که در حوزه های  تاریخ اسلام ، ملی گرایی و اصلاحات مذهبی در جنوب شرقی اروپا تخصص دارد، انجام دادم. او به ملی گرایی ، رادیکالیسم ، هویت های مذهبی و قومی در بالکان علاقمند است. این مصاحبه بین 26 تا 28 آذر انجام شد.

میزان محبوبیت مجاهدین خلق در آلبانی چقدر است؟

مجاهدین خلق یک فرقه تروریستی در آلبانی است که در تلاش برای سرنگون کردن دولت کشوری است که علیه آلبانی خطایی مرتکب نشده. در نتیجه اکثریت آلبانیایی ها هیچگونه همدلی با سازمانی ندارند که وظیفه­اش برپایی جنگ و تروریسم علیه یک کشور خارجی است. طبق قانون مجازات و قانون اساسی آلبانی،  اقدامات مجاهدین خلق کیفری و مستحق مجازات است.

مجاهدین خلق با فریب وارد آلبانی شده­اند. سیاستمداران آلبانی از جمله پاندلی ماجکو ، فاطمیر مدیو ، سالی بریشا و غیره، از آمریکایی ها خواستند که مجاهدین خلق را در آلبانی میزبانی کنند و این کار بدون اینکه در ابتدای کار از مردم آلبانی نظر خواهی کنند، انجام شد. این امرمثل این است که سیاستمداران آلمانی بدون نظرخواهی از عموم مردم قرار باشد ارتش و فرماندهی  داعش را به آلمان منتقل کنند و میزبان آنها شوند.

اولین اعضای مجاهدین خلق در سال 1392 وارد آلبانی شدند. این در حالی است که بخش اعظم آنها در سال 1395 آورده شدند، همان سالی که جان كری، وزیر خارجه وقت آمریكا، از ورود گسترده آنها در تیرانا خبر داد.  حضور آنها موجب رعب و وحشت عظیمی در کشور شد. این فریب که از طریق آن مجاهدین خلق به کشور آورده شده بودند توسط بسیاری از رسانه­ها، تحلیلگران مسائل امنیتی، روزنامه نگاران و افکار عمومی محکوم شد. از سال 1395 تا 1397 رسانه های آلبانی حجم زیادی از مباحثات را علیه جنگجویان مجاهدین خلق و داعش منتشر کردند. در دی ماه سال 1396، حتی اداره مبارزه با افراط گرایی  آنها را به عنوان یک سازمان افراطی دانست. سرشت عجیب مجاهدین خلق به گونه­ای است که مانند یک فرقه جهادی مسیحی عمل می­کنند که اعضایش را به نام مجاهدین می­شناسند، به دور از دنیا زندگی می­کنند، از زندگی غیر نظامی امتناع می­ورزند و به طور پیوسته خواستار جهاد علیه ایران هستند و ترس را همانطور که داعش در سراسر جهان پخش کرده بود در طرفداران صلح آلبانیایی گسترانیده­اند. به همین دلیل در سالهای گذشته بسیاری از روزنامه نگاران و فعالان با انتقاد از دولت نخست وزیر ادی راما با سرزنش او برای تبدیل آلبانی به یک بهشت امن برای تروریست ها ، انتقاد خود را به سیاست­های او ابراز داشتند.

در سه سال گذشته مجاهدین خلق به دلیل حملات خود علیه روزنامه نگاران، رسانه ها و هر شخصی که فعالیت های آنها را زیر سوال می برد، در آلبانی بدنام شده اند. پناهندگان مجاهدین خلق و افشاگری های آنها  آلبانیایی ها را که از گذشته استالینیستی کشورشان متنفر هستند به وحشت انداخته، گذشته ایی که در آن مردم در انزوا فرو می رفتند و آموزه هایی به آنها دیکته میشد دقیقا همان کاری که هم اکنون مجاهدین خلق با افراد خود میکند.

وقتی مجاهدین خلق برای اولین بار به آلبانی آمدند، در تیرانا مستقر شدند. بسیاری از آنها که سالها در عراق در انزوا نگه داشته شده بودند، همگی به یکباره شروع به فرار کردند. تعدای از آنها که سعی بر قاچاق خود به اروپای غربی داشتند توسط پلیس مرزی دستگیر شدند. این داستان که پناهندگان برای عموم آلبانی تعریف کردند مردم را شوکه کرد. این داستان نشان از شستشوی مغزی و تاکتیک های افراط گرایانه سازمان مجاهدین خلق علیه اعضای خود دارد. سال های 1394 و1396 برای مجاهدین خلق بسیار بحرانی بوده اند، زیرا آنها با پناهندگی و رسوائی های بسیاری از جانب خانواده های جهادگران مجاهدین خلق مواجه شدند. این خانواده ها جهت تلاش برای نجات اقوام خویش از این سازمان به آلبانی آمده بودند. برای متوقف سازی این امر ، رهبری مجاهدین خلق اقدامات زیر را درپیش گرفت:

  1. آنها اعضای خود را از تیرانا خارج و در اردوگاه شبه نظامی مانزا معروف به اشرف 3 مستقر کردند، جایی که در آن محبوس بودند و اجازه رفتن به بیرون از اردوگاه را نداشتند.
  1. آنها از سیاستمداران آمریكایی و انگلیسی خواستند كه در آلبانی مداخله كنند و از مقامات آلبانی بخواهند كه به هیچ یك از اعضای خانواده جهادگران مجاهدین خلق اجازه ورود به آلبانی و ملاقات با بستگان خود را ندهند.  اعضای خانواده آنها به عنوان ماموران ایران شناخته شدند و به دولت آلبانی دستور داده شد كه ورود آنها را به كشور متوقف كند.
  2. مجاهدین خلق اخباری دروغین در آلبانی و اروپا منتشر کردند مبنی بر اینکه ایران تروریست ها را برای کشتن جهادگران به آلبانی میفرستد و به همین دلیل دولت آلبانی را وادار کرد که جهادگران را در انزوا کامل از جهان خارج قرار دهد و رسانه ها را از تحقیق درباره آنها منع کند.
  1. آنها با ادعا به اینكه در صورت مصاحبه با رسانه ها، حقایقی  به بیرون درز پیدا می کند که توسط ایران برای قتل آنها استفاده خواهد شد، از همه رسانه های محلی خواستند كه هرگز در مورد آنها مصاحبه و تحقیق نكنند،  تا نام و فعالیت های آنها فاش نشود. در حالی که آنها موفق به ساکت کردن رسانه های آلبانی  شدند، اما در ساکت کردن رسانه های غربی که آنها را به شدت در معرض نمایش گذاشته بودند ناکام ماندند.
  1. مجاهدین خلق در اقدامی شرم آور با همکاری UNHCR در آلبانی و نهادهای دولتی آلبانی سعی در امن سازی خود کردند، آنها از UNHCR و مقامات آلبانی خواستند هر جهادگری را که از اردوگاه جهادی گریخته بود و قصد رادیکال زدایی داشت مجازات کنند. به گونه­ای که آنها دستور به قطع مددکاری اجتماعی این افراد، رها کردن آنها بدون اسناد کار و مسافرت و رد پناهندگی سیاسی آنها دادند. به طور خلاصه، اگر مجاهدین سازمان جهادی را ترک گویند، باید از گرسنگی بمیرند.
  2. آنها برخی از رسانه های آلبانی را مانند News 24 TV و +Vizion انتخاب کردند و به روزنامه نگاران آنها جهت حمایت از اهداف مجاهدین خلق و ترویج ادعاهای جعلی شان رشوه پرداختند. ادعاهایی مبنی بر اینکه ایران کشوری تروریستی است که خواستار مرگ آنهاست. صاحبان News 24 و + Vizion هم در ایستگاه های تلویزیونی خود اجازه هیچ گونه مناظره ایی راجع به اقدامات مجاهدین خلق، نحوه انتشار اخبار جعلی آنها و حمله بدون دلیل آنها به مخالفان خود را نداند. حتی روزنامه نگارانی همچون سوکل بالا که وقایع آنها را پوشش خبری می دادند، مستندی تهیه کردند که جهادگران را به عنوان مبارزان آزادی نشان می داد.
  1. آنها از مقامات آلبانی خواستند كه تمام نهادهای مذهبی شیعه كشور که متصل به ایران هستند را تعطیل، حسابهای بانكی آنها را مسدود و همه ایرانیان را از آلبانی اخراج كنند. و مقامات آلبانی همین کار را کردند. در این راستا یک بنیاد قرآنی، دبیرستان خصوصی و بنیاد فلسفی مولوی که با مؤسسات مذهبی و دانشگاه های ایران همکاری می کردند همگی تعطیل شدند. صدها آلبانیایی شغل خود و دانش آموزان و دانشجویان تحصیلات خود را از دست دادند، تعداد زیادی از ایرانیان به ایران بازگشت داده شدند و بسیاری از پروژه های تحقیقاتی و انتشارات کتاب  لغو شدند. جامعه بکتاشی آلبانی و دیگر طارقان صوفی که از لحاظ تاریخی روابط بسیار نزدیکی با ایران داشتند، همگی مجبور شدند روابط خود را با ایران قطع کنند و دیگر از علمای مذهبی شیعه در این کشور دعوت نکنند.

تا چه اندازه مریم رجوی و مسعود رجوی در بین مردم هستند؟ آیا در آلبانی  حمایت بسیاری از آنها می شود؟

مسعود رجوی، بنیانگذار مجاهدین خلق جایی به چشم نمی خورد. افرادی که مجاهدین خلق را مورد مطالعه قرار می دهند معتقدند که او مرده است، احتمالاً به دلیل جراحتی که آمریکایی ها در عراق به او وارد کردند. این موضوع مربوط به آن هنگام است که مجاهدین خلق در جبهه صدام حسین بودند و از سوی آمریکا به عنوان سازمانی تروریستی شناخته شده بودند.

مریم رجوی بیوه مسعود ، که رهبری سازمانی فرقه گونه را عهده دارد، در مکان های عمومی ظاهر نمی شود. او هرگز به خیابان ها نمی آید و معدود آلبانیایی می دانند که کجا پنهان شده است. اعتقاد بر این است که بیشتر اوقات را با فرماندهان فرقه خود می گذراند که زندگی روزمره مجاهدین و اقدامات خرابکارانه آنها علیه ایران و احتمالاً عراق را مدیریت می کنند.

مریم رجوی عمدتاً در پشت پرده فعالیت می کند. او هر از چند گاهی تصاویری از جلسات با سیاستمداران آلبانی منتشر می کند، جایی که از آنها درخواست حمایت کرده و آنها را جهت منع رسانه ها از گزارش تخلفات حقوق بشری که علیه اعضای خود انجام می دهد تحت فشار قرار می دهد. ماجرای نقل شده از سوی این سازمان و مریم رجوی به رسانه های آلبانیایی که انتشار داستان های جعلی مجاهدین خلق را تقبل کرده اند از این قرار است که مجاهدین خلق “مخالف دموکراتیک ایران” است، مردم در ایران در یک دیکتاتوری زندگی می کنند و توسط “رژیم” کشته می شوند و همچنین همه ایرانیان منتظرمریم رجوی هستند تا آنها را از دست روحانیون نجات دهد. از طرفی، این سازمان در تلاش است با انتشار اخبار جعلی علیه ایران و بیان ادعایی مبنی براینکه ایران آماده انجام یک حمله تروریستی بزرگ و کشتن مجاهدین “دوست دار دموکراسی” است، نقش قربانی را در آلبانی و غرب بازی کند. از طرف دیگر، بسفور لاملاری، معاون وزیر در وزارت کشور آلبانی، در یک برنامه تلویزیونی تایید کرده است که برخلاف قوانین آلبانی، مجاهدین خلق سرویس مخفی خود را در این کشور اداره میکند و از آن به عنوان ابزاری مهم برای هدایت سیاست های آلبانی علیه ایران استفاده می کنند. بطور خلاصه، مجاهدین خلق امور خارجه آلبانی را که مرتبط  با ایران هستند به عهده گرفته و جدای از جنگ خارجی خود علیه ایران، فعالیت های جاسوسی در آلبانی را علیه شهروندان آلبانی و شهروندان خارجی در دست گرفته است.

افکار عمومی آلبانی و تقریباً همه روزنامه نگاران و تحلیلگران امنیتی ، مجاهدین خلق را، حداقل در پیش خودشان، به عنوان یک سازمان تروریستی خشن میشناسند; با وجود اینکه این سازمان هزینه هنگفتی را برای از بین بردن ذهنیت منفی آنها نسبت به خود متحمل شده اند. دانستنی است که آلبانی به دستور آمریکا میزبان این سازمان است.

این سازمان تلاش زیادی کرده تا سیاست مداران آلبانیایی و سازمان های غیر دولتی (NGO) را  با پرداخت مبالغی  به سمت خود بکشاند، به این طریق که آنها را به برنامه های خود در آلبانی و فرانسه دعوت و با سیاست مداران آمریکایی و اروپایی پیوند دهد. آنها حتی  برای رعیت هایی که در مجاورت روستای آنها، مانزا، زندگی می کنند پول زیادی صرف کرده­اند تا آنها را به استخدام خود در آورند.  بر طبق برخی گزارشات، مجاهدین خلق در حال تدریس مکتب جهادی خود به کودکان خردسال در روستای مانزا هستند اما با این حال ، دولت آلبانی برای مقابله با این تعلیم و شست شوی مغزی خطرناک هیچ کاری انجام نداده است.

با این وجود، افکار عمومی آلبانی از جمله سیاستمداران، اقدامات و گفته های  مجاهدین خلق را جدی نمی گیرند. برای آلبانیایی ها، تمایل مجاهدین خلق به انجام جهاد و تأسیس رژیم فرقه ای آرمان گرایانه رجوی در ایران، معنی ندارد. چون این مردم همان کسانی هستند که 50 سال تحت رژیم استالینیستی انور حجه که مشابه مجاهدین خلق بود زندگی  کرده اند. قطعا هیچ آلبانیایی هرگز نمی خواهد حتی به مدت یک روز در اردوگاه شبه نظامی مجاهدین خلق و یا در “دولت ایده آلی” خودکامه مریم رجوی زندگی کند. من فکر نمی­کنم که آلبانیایی­ها به مانند بسیاری که به داعش در سوریه پیوستند، فریب مجاهدین خلق را بخوردند و به این گروه ملحق شوند.

تنها منفعتی که سیاست مداران آلبانیایی از مجاهدین خلق می برند از طریق ارتباط این سازمان با سیاست مداران نوگرای بلند پایه در ایالات متحده است. از آنجا که سفارت آمریكا در بسیاری از مواردی كه در كشور ما اتفاق می افتد حق اظهار نظر مطلق دارد، بنابراین برای سیاستمداران فاسد آلبانی، داشتن روابط خوب با مجاهدین خلق به این معنی است كه آنها بواسطه این سازمان به آمریكایی ها دسترسی خواهند داشت و احتمالاً از این طریق خود را از رفتن به زندان بخاطر جرایم مرتکب شده نجات میدهند. به همین دلیل بسیاری از سیاستمداران آلبانی از جمله رئیس جمهور ما در جلسات مجاهدین خلق شرکت می کنند.

یکی از معاونان آلبانیایی که در سال1397 در کرسی شورای امنیت آلبانی بود به من گفت: ”ما می دانیم که مجاهدین خلق سازمانی تروریستی است اما آمریکایی ها آنها را به اینجا آوردند; آنها و دوستان انگلیسی ما گفتند که نگه شان دارید و ما هم  در حال حاضر این سازمان را نگه می داریم زیرا به ما چنین گفته شده.”

آیا MEK از نظر تعداد ومیزان نفوذ رشد می یابد یا کاهش؟ فکر می کنید دلیل آن چیست؟

وقتی دولت اوباما مجاهدین خلق را به آلبانی آورد، ایده این بود که پناهگاهی بسازند که تروریست های مجاهدین خلق برای فرار از قانون وعدالت به خاطر جنایات گذشته خود علیه ایران و عراق ، در آن بازنشسته شوند و بمیرند. مجاهدین خلق احتمالاً به عنوان بخشی از توافق هسته ای ایران به آلبانی آورده شدند. ایران و عراق خواهان آنها در منطقه خود نبودند بنابراین آمریکایی ها مجبور به انجام کاری برای نجات شان از قانون وعدالت بودند. به دلیل گذشته تروریستی این سازمان، هیچ کشوری طالب میزبانی نبود; حتی خود آمریکایی ها هم در ایالت متحده آنها را نمی پذیرفتند.

تنها کشوری که آنها را پذیرفت آلبانی بود. آلبانی انتخاب خوبی بود زیرا کشور ما توسط گروه های جنایتکار اداره می شود و همچون انگلستان ، ایتالیا یا بسیاری از کشورهای غربی دارای سیستم قانونی کارآمد نیست.  با وجود کشوری بی قانون با نهادهای حقوقی بسیار ضعیف ، رهبری فاسد و همچنین جایی که بر سر همه موضوعات، سفارت آمریکا حرف آخر را می زند، آمریکایی ها تصمیم صحیحی برای آوردن آنها به آلبانی گرفتند. گزینه دیگر برای مجاهدین خلق می توانست خلیج گوانتانامو باشد. بسیاری از سناتورهای آمریکایی که طی سالهای گذشته از آلبانی بازدید کرده اند، به نخست وزیر، ادی راما، گفته اند که به هر قیمتی از سازمان مجاهدین خلق محافظت کند و اجازه ندهد که بخاطر ارتکاب جنایات و قتل در گذشته شان  متهم شوند. اگر قرار بود مجاهدین خلق در ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه یا ایتالیا مستقر شوند، بسیاری از اعضای آن تاکنون به دادگاه کشیده شده بودند.

بسیاری از اعضای مجاهدین خلق پس از ورود به آلبانی نام و شناسنامه خود را تغییر داده اند. سال قبل، هنگامی که  خانواده کانادایی مصطفی محمدی خواستار نجات دخترشان، سمیه محمدی بودند که در اردوگاه مجاهدین خلق نگه داری می شود، مصطفی در رسانه ها فاش کرد که بسیاری از فرماندهان مجاهدین خلق که در رسانه ها در حال پیاده روی با دخترش نشان داده شده بودند، صاحب نام های دیگری در عراق بودند.  مصطفی و دیگر پناهندگان برملا کرده­اند که برخی از فرماندهانی که اکنون در آلبانی هستند، در گذشته مرتکب جنایاتی شده اند و حتی مردم را نیز کشته اند. این واقعیت روزنامه نگاران و مردم را شوکه کرد، اما هیچ تحقیق وبررسی در دفتر دادستان کل باز نشد. تنها پرونده قضایی که در حال حاضر علیه مجاهدین خلق در آلبانی در حال انجام است، پرونده جرجی تاناسی، روزنامه نگار آلبانی است که توسط بهزاد صفری به جاسوسی برای ایران متهم شده است. تاناسی از بهزاد صفری به دلیل تهمت، افترا و بدگویی شکایت کرده و برای اتهامات دروغین مجاهدین خلق به وی اعاده حیثیت کرده است.

با اینکه در زمان دولت اوباما مجاهدین خلق مشخصات و نمایه کمی از خود ارایه دادند، اما در ابتدای دولت ترامپ نفوذ و مشخصات شان تغییر کرد. جان بولتون، مشاور امنیت ملی ترامپ ، دارای  نقش اساسی در افراط گرایی و ارتقا آنها به عنوان “مخالف دموکراتیک ایران” بود. او همچنین آنها را به عنوان نمونه ایی از ارتش آزاد سوریه یا داعشِ جنگ آتی علیه ایران دانسته است. جنگی که (به خیال آنها) تغییر رژیم  در تهران را در پی خواهد داشت. در سه سال گذشته ، مجاهدین خلق مشخصات خود را در آلبانی تغییر داده اند، آنها از سازمانی پناهنده که از آلبانی خواهش کرده تا میزبان شان باشد و “آنها را از دست ایران و عراق نجات دهد” به سازمان مبارزی که به همراه دولت آمریکا،  آلبانی را مجبور به انجام اقدامات خصمانه علیه ایران می کند؛ مانند اخراج سفیر ایران در آذر 1397، تبدیل شدند. در دو سال گذشته مجاهدین خلق و مریم رجوی با تندی از دولت آلبانی خواستند تا تمام روابط خود را با ایران قطع، دیپلمات های ایرانی را اخراج و در یک کمپین عظیمِ انتشار اخبار جعلی علیه ایران مشارکت داشته باشد.

دولت ادی راما در ابتدا از خواسته های آنها غافلگیر شده بود و از جلب رضایت آنها دریغ می کرد ، اما در سال گذشته مجبور شد تا ازانتشار اخبار دروغین آنها و همچنین از حملات شان علیه پناهندگان مجاهدین خلق حمایت کند. هر چند، پس از اخراج جان بولتون و تحقیقاتی که علیه رئیس جمهور ترامپ و رودی جولیانی در آمریکا آغاز شد، به نظر می رسد مجاهدین خلق ساکت شده اند. آنها، در طول ماه های گذشته، در رسانه های آلبانی سلطه جویی کمتری از خود نشان داده اند و تنها حملات پراکنده ای علیه برخی رسانه های خارجی به راه انداخته اند که شامل بی بی سی، اشپیگل یا روزنامه نگاران آلبانی نظیر من و جرجی تاناسی است که از فعالیت ها و سازمان های عجیب و غریب آنها خبرمنتشر کرده ایم.

مجاهدین خلق علیه رسانه ها شرارت زیادی به خرج می دهند. بر خلاف داعش یا طالبان که روزنامه نگاران را می­کشند، مجاهدین خلق  که نمی توانند در آلبانی دست به چنین اقداماتی بزنند، حملات خود را علیه این روزنامه نگاران از طریق ترور شخصیت انجام می دهند به این صورت که به مامورین ایران و کارگزاران روحانیون متهم می شوند. این شیوه حمله آنها به خبرنگارانی از بی بی سی ، کانال 4 ، گاردین ، الجزیره و بسیاری دیگر از روزنامه نگاران است که به خود جرات صحبت کردن و تحقیق درباره آنها را داده اند. آنها در زمان حمله به رسانه ها، از نام های خود استفاده نمی کنند. آنها حملات خود را در وب سایت های ناشناسی منتشرمی کنند که قابل ردیابی و تشخیص مکان آنها نیستند. در نتیجه ، روزنامه نگارانی همچون من برای شکایت از آنها در دادگاه به مشکل بر می خورند. اما این قضیه متفاوت از قضیه جرجی تاناسی است، که مورد حمله ی بهزاد صفری قرار گرفته، بهزاد صفری فرمانده بدنام مجاهدین خلق که مجبور به توجیه  دروغ های خود در دادگاه شده است.

نفرتی که مجاهدین خلق نسبت به رسانه ها دارند تا حدی به این دلیل است که مریم رجوی و فرماندهانش در یک مدینه فاضله به صورت خودکامه زندگی می کنند. آنها سربازان خود را با امیدهای دروغین و واهی درباره دستیابی به پیروزی قریب الوقوع و تغییر آرمان گرایانه رژیم ایران شستشوی مغزی دادند. سیاستمداران آلبانی از جمله پاندلی ماجکو نیز قربانی رادیکال سازی مجاهدین خلق شده اند. دو سال پیش ، ماجکو معتقد بود که تا پیش از سال 1398 او و مریم رجوی پس از سرنگونی دولت منتخب دموکراتیک ایران در تهران بستنی خواهند خورد. در حالی که مردم ایران از مجاهدین خلق تنفر دارند و تغییر رژیم آنها هرگز تحقق نیافته است، مجاهدین خلق هم از رسانه ها تنفر دارند و آنها را بزرگترین دشمن خود می دانند. این سازمان همانند حزب کمونیست چین رفتار می کند. اردوگاههای آنها با اردوگاههای کار اجباری سین کیانگ تفاوت چندانی ندارد ، جایی که مسلمانان اویغور در آن شستشو مغزی داده می شوند تا اعتقاد پیدا کنند که رئیس شی جینپینگ رهبر انقلاب بزرگ چین است. مجاهدین خلق ، مانند CCP  که از رسانه ها متنفر است و سین کیانگ را به کلی ممنوع الخروج کرده، عمل می کند. روزنامه نگاران برای تحقیق در مورد اعضای این سازمان اجازه ورود به اردوگاه های شان را ندارند و تنها زمانی که روزنامه نگاران و میهمانان «نزدیک» دعوت می شوند ، مجاز هستند به فیلمبرداری از جهادگران که در حال سرود خواندن و تمجید از مریم رجوی به سر می برند. این دقیقاً همان کاری است که CCP با اویغورهای محبوس در اردوگاه های کار اجباری انجام می دهد. اویغور ها زمان قرار گرفتن در برابر رسانه ها بنا بر دستور باید سرود بخوانند و برقصند.

با همه این حال ، رهبری مجاهدین خلق ظاهرا پس از عزل جان بولتون و اعلامیه دونالد ترامپ مبنی بر عقب نشینی از سوریه و رهایی كُردها، دوران روانی بسیار سختی را در آلبانی می گذراند. به گفته برخی از پناهندگان، مجاهدین خلق می ترسند از اینکه ترامپ بخواهد دست از حمایت آنها بکشد، همان کاری که با کُردها کرد، این میتواند به منزله پایان کار این گروه تروریستی باشد. تحت این شرایط، کمک مالی سعودی ها که اعتقادشان بر این است که بنیان گذار مجاهدین خلق هستند، متوقف خواهد شد و بدون پول، اعضای این سازمان که اکنون در اردوگاه مانزا یا اشرف 3 اقامت دارند، همگی به سمت اروپای غربی فرار کرده و پناهنده خواهند شد. مریم رجوی هم مجبور به تعطیل کردن سازمان جهادی 50 ساله خود می شود. آلبانی و اروپا نیز مجبور به مقابله با آنها می شوند به همان شیوه ایی که با بازگشت مبارزان داعش مقابله می کنند. در حالی که آمریکایی ها مجاهدین خلق را روانه اروپا می کنند، همین کار را نیز با داعشیان بازگشته از جنگ انجام می­دهند، آلبانی از نظر جایگاه با ترکیه با داشتن 3 میلیون پناهنده سوری در یک مقام قرار دارد.

در ارزیابی شما حمایت بین المللی از مجاهدین خلق تا چه اندازه قوی است؟

هنگامی که جان مک کین زنده و جان بولتون مشاور کاخ سفید بود ، سازمان مجاهدین خلق از حمایت زیادی برخوردار بود. نومحافظه کاران آمریکایی مجاهدین خلق را به عنوان نسخه ایرانی داعش و ارتش آزاد سوریه می دانستند. با این حال، به نظر می رسد با مرگ مک کین و عزل بولتون و مشکلات رودی جولیانی ، این گروه تروریستی برخی حامیان بسیار مهم خود را در ایالات متحده از دست داد. این سازمان برای ایالات متحده  یک سرمایه نظامی علیه ایران محسوب نمی شود. آنها دسته ایی از تروریست های قدیمی هستند که بسیاری از آنها از بیماری های سختی رنج می برند، و دیگر شبیه دوران صدام حسین دارای تانک و توپ نیستند، همچنین به راحتی نمی توانند حملات تروریستی را همانند زمانی که در عراق بودند از آلبانی علیه ایران هدایت کنند. بهترین کاری که مجاهدین خلق در یک جنگ بزرگ منطقه ای بین ایران و محور مقاومت از یک طرف و اسرائیل و ایالات متحده از طرف دیگر می توانند انجام دهند، گسترش دروغ و اطلاعات غلط علیه ایران و یا انجام حملات پرچم دروغین در اروپا است.

مجاهدین خلق در این مورد کاملاً موفق بوده اند. بسیاری از حملات “تروریستی” که رسانه ها در سال   1396 به ایران نسبت دادند، در واقع توسط مجاهدین خلق و اعضای آن جعل شده بودند. تا به امروز ، هیچ فرد یا سازمان ایرانی یا وابسته به ایران در طی سالهای گذشته در اروپا گناهکار شناخته نشده است، ولی با وجود این، مجاهدین خلق و رسانه های اسرائیلی همچنان تکرار می کنند که ایران قصد دارد  تا حمله تروریستی گسترده ای علیه اروپایی ها داشته باشد.

اسرائیل و عناصر خاصی از دولت پشت پرده آمریکا از این سازمان  به عنوان یک ابزار تخریب کننده در روابط ایران و اروپا استفاده می کنند.

سازمان آنها ، که گمان می رود حدود 3000 عضو داشته باشد، برای اداره خود نیاز به بودجه عظیمی دارد. هر یک از اعضای مجاهدین خلق حدود 500 یورو در ماه برای زنده ماندن در آلبانی  هزینه دارند طبق گزارش کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان (UNHCR). و حداقل بودجه ای که این سازمان به تأمین اعضا و اردوگاه خود اختصاص می دهد، حدود 1.5 میلیون یورو در ماه است. اعتقاد بر این است که این بودجه توسط عربستان سعودی تأمین می شود. در یک سال آنها به حداقل 18 میلیون یورو احتیاج دارند، بدون محاسبه پولی که صرف ساختن تجهیزات و میزبانی برنامه های متناوب شان می شود. در این برنامه ها از سیاستمداران بازنشسته و درجه دو غربی که جهت حضور خود از هتل، غذا، بلیط هواپیما و برخی دیگر از مزایای رایگان بهره می برند، دعوت به عمل می آید.

در پاسخ به این سؤال که حمایت بین المللی از مجاهدین خلق تا چه اندازه قوی است، می توان گفت که آنها از حمایت برخی از کشورها که با ایران خصومت دارند، مانند ایالات متحده ، اسرائیل و عربستان سعودی برخوردار هستند. اما هیچ دولت اروپایی آنها را دوست ندارد و اتحادیه اروپا از زمانی که این سازمان را به عنوان تهدید امنیتی دانست شروع به تحقیرشان کرد. ایتالیایی ها، یونانی ها، مقدونی ها، ترک ها، روس ها و غیره ، همگی با نگرانی و اضطراب زیادی به این گروه تروریستی توجه می کنند.

مجاهدین خلق بسیار سخت در تلاش هستند تا این تصور را ایجاد کنند که از حمایت گسترده بین المللی برخورداراند. آنها در کنفرانس های دوره ای خود، اروپاییان و آمریکاییان بازنشسته، دانشجویان، کارگران و غیره را دعوت می کنند  که در ازای سفر تعطیلاتی رایگان خود به آلبانی ، به گردهمایی آنها بروند و چند ساعتی را در جلسات عکاسی بگذرانند که توسط مریم رجوی اداره می شود. مراسم­های مجاهدین خلق به گونه­ای است که CCP این کار را در اردوگاه­های خود در سین کیانگ با خبرنگاران و دیپلمات­های خارجی انجام می­داد. چین از بیگانگانی که خدمات درجه یک دریافت می کنند دعوت به عمل آورده و در عوض از آنها انتظار دارد که در مورد سین کیانگ دروغ بگویند و درباره مسلمانان بازداشت شده تحقیقاتی انجام ندهند. مهمانان مجاهدین خلق نیز همین کار را می کنند. آنها از اعضایی که نمی خواهند کاری انجام دهند و قصد فرار از اردوگاه را دارند، بازجویی نمی کنند. مهمانان اصولا خوشحال ازانتشار داستانی جعلی به جهانیان هستند با بیان اینکه مجاهدین خلق یک فرقه تروریستی نیست که خواستار انجام جهاد علیه ایران باشد، بلکه “مخالفان ایرانی” به شماره می آیند که قصد آوردن دموکراسی به ایران را دارند. با این حال، برخی از روزنامه نگاران شجاع مانند آلیس تیلور که از اردوگاه آنها بازدید کرده اند، به جهانیان اعلام داشتند که چگونه این سازمان در تلاش است تا تصویر دروغین خود را واقعی جلوه دهد و از روزنامه نگاران رشوه داده شده برای این نقاب جعلی خود استفاده می کند.

آیا در آلبانی اقدامی علیه مجاهدین خلق انجام می گیرد؟ اگر چنین است، آیا این اقدامات از سوی دولت انجام می گیرد یا افراد(غیر دولتی)؟

آن زمان که مجاهدین به آلبانی آمدند،  بسیاری از گروه های جامعه مدنی، رسانه ها و عموم مردم به طور گسترده حاضر به پذیرش حضور آنها نبودند. برای اخراج فوری آنها از کشور درخواست های زیادی شد اما با این حال ، در دو سال گذشته، با حمایت بسیاری از سیاستمداران آمریکایی و غربی، توانسته اند افراد زیادی را بخرند و انتقاد رسانه ها را نسبت به خود ساکت کنند. این کار از چند طریق انجام می گیرد; باج دادن به رسانه هایی که راجع به آنها گزارش منتشر می کنند، ترور شخصیت روزنامه نگاران، یا درنهایت زمانی که توان ساکت کردن رسانه ها را ندارند سعی می کنند با پیشنهاد پول آنها را بخرند. بسیاری از روزنامه نگاران وقتی به اردوگاه مجاهدین خلق می روند پول می گیرند و درباره آنها  داستان های دروغین می سازند. مجاهدین خلق هیچ گاه انجام مناظرات علنی راجع به اقداماتشان را نمی پذیرند. در واقع آنها راه و رسم چگونه عمل کردن در یک جامعه آزاد را نمی دانند.

از آنجا که مجاهدین به عنوان سازمانی دیده شده اند که ایالات متحده حامی آن است، هیچ سیاستمدار و شخصیت مذهبی در آلبانی جرات آشکارا صحبت کردن درمورد آنها را ندارد. به بسیاری از روزنامه نگارانی که در گذشته مخالف  آنها بوده اند، گفته شده که دست از این کار بردارند. بسیاری از رسانه ها هم تصمیم به چشم پوشی از این امر گرفته اند، زیرا می دانند با اظهار نظرعلیه آنها، خود را به دردسر می اندازند، همانطور که مجاهدین خلق به روزنامه نگاران می­گویند که اگر ضد آنها حرفی زده شود آن روزنامه نگار حرفه خود را از دست می­دهد.

آیا فکر می کنید مجاهدین خلق گروهی نظم یافته است یا اینکه دچار اختلال شده است؟

اعضای مجاهدین خلق در سه نوع هستند. عده ای که کاملاً تحت تاثیر قرار گرفته و کورکورانه از مکتب مریم رجوی پیروی می کنند و معتقدند که او به نوعی انسان مقدسی است که آرمانشهری با رژیم مارکسیست – رجویست را در ایران پایه گذاری خواهد کرد. برخی دیگر آگاه از ایدئولوژی خودکامه غیر منطقی او هستند، اما سکوت می کنند زیرا می دانند اگر این فرقه را ترک کنند، به علت کهولت سن قادر به زنده ماندن نیستند و در فقر خواهند مرد. دسته سوم این افراد، که عمدتا جوان هستند، از این سازمان متنفراند و برای فرار و زندگی در آزادی لحظه شماری می کنند. این گروه تروریستی دست به هر کاری می زند تا اعضای خود را در انزوا و ترس از فضای بیرون نگه دارد . اکثریت اعضا، به ویژه جوانان، اجازه تماس با خانواده های خود، رسانه ها و فضای خارج از کمپ را ندارند زیرا این امر فرصت برقراری ارتباطات را به آنها می دهد تا به سمت آزادی فرار کنند.

مجاهدین خلق به عنوان یک سازمان شبه نظامی فعالیت می کنند و از ساختار فرماندهی منظمی برخوردار است، در حالی که با بقیه اعضای آن به عنوان سربازان جهادی ساده رفتار می شود. برخی از پناهندگان مجاهدین خلق که ساکن شهر تیرانا هستند از وجود شورشی آشکار در میان سربازان به من خبر دادند. همچنین گفتند وقتی هیئت های خارجی از اردوگاه بازدید می کنند، بسیاری از افراد در داخل حبس می شوند و مجاز به شرکت در رویدادهای جمعی نیستند. در واقع این افراد خواهان ترک اردوگاه هستند که در آن همچون زندان در انزوا زندگی می کنند. اعضای این سازمان بسیار شبیه به اویغورها در اردوگاههای کار اجباری چین ، تحت شستشوی مغزی روانی قرار می گیرند، به گونه ایی که هر روز مجبور به شرکت در کلاس های تلقین فکری هستند. آنها دسترسی به تلفن ، اینترنت و اجازه برقراری ارتباط با خانواده خود را ندارند. آنها تحت نظارت مداوم سران، دوربین های بازبینی و رادیکال سازی با ایده های جهادی و خشن قرار دارند. پناهندگان به من گفته اند که مریم رجوی با ایجاد ترس بر آنها حکمرانی می کند. او و فرماندهی اش آنها را می ترسانند، با ادعا بر اینكه اگر اردوگاه را ترك كنند یا از گرسنگی می میرند و یا ایران آنها را توسط مأموران خود می كشد.

تا زمانی که مجاهدین خلق بودجه میلیون دلاری دریافت می کند و از آن محافظت می شود و مجاز به انزوا کشاندن اعضای خود و سوءاستفاده از حقوق بشر آنها است، به عنوان یک سازمان جنگ طلب ضد ایرانی و مرکز جاسوسی میتواند تنها تا چند سال دیگردوام بیاورد.  اگر واشنگتن یا تل آویو نیاز داشته باشند، برخی از اعضای همچنان فعال آن نیز برای انجام حملات تروریستی در خاورمیانه و اروپا استفاده می شوند. با این حال، اگر این سازمان بی پول شود، مریم رجوی به خاطر هدفش توان پرداخت پول به “حامیان بین المللی” خود مانند بولتون و جولیانی نخواهد داشت و همچنین اعضای او که گرسنه خواهند شد، شورش خواهند کرد و این فرقه را مانند بسیاری از دوستان خود درگذشته ترک می گویند.

اگر ایران به توافق جدید جامع و طولانی مدتی با ایالات متحده برسد، مجاهدین خلق به احتمال زیاد حامیان مالی خود را از دست خواهند داد و در نهایت این سازمان یا به ایران بازگردانده می شود یا به خودی خود برچیده می شود. اما حتی اگر این اتفاقات نیفتد، طی 10 تا 20 سال آینده این سازمان متوقف خواهد شد زیرا بسیاری از اعضایش تا آن زمان می میرند و مریم رجوی هم، اگر هنوز زنده باشد، شانس ربودن و شستشوی مغزی جهادگران جدید علیه ایران را نخواهد داشت.

مطالب مشابه