ترور اسپرینگ
Meet the actual nature of MKO

آیا با پدیده ای بنام تروریسم دولتی خود خواسته مواجهیم؟

6

آیا با پدیده ای بنام تروریسم دولتی خود خواسته مواجهیم؟

اولین تلاش‌ها برای ارائه تعریف از اقدامات تروریـستی بـه کنوانسیون 1937 ژنو باز می‌گردد.(UN, 1972).


کنوانسیون 1937 ژنو برای اولـین بـار مفهـوم اقدامات تروریستی را به این شکل بیان کرده بود:

«اقدامات کیفری علیه یـک دولـت باهدف ایجاد وحشت در اشخاص و گروه‌های خاص و یا در سطح جامعـه».( مـاده اول، پاراگراف اول، UN, 1972)

علاوه براین سازوکارهای حقوقی سازمان ملل متحد اعلامیه‌ها، قطعنامه‌ها و گزارش‌های متعددی در خصوص منع و سرکوب تروریسم منتشر کرده است.

بر اساس اسناد بین‌المللی، به‌طورکلی برای اینکه رفتاری به‌عنوان تروریستی شناخته شود نیاز به وجود‌ سه‌ شرط‌ دارد:

1-احتمال کشتن یا حداقل آسیب بدنی شدید وجود داشـته بـاشد. در حـقوق‌ اروپا‌ حتی‌ عملیاتی که موجب خـساراتی مـالی شـود بدون این‌که خطر جانی داشته باشد نیز به‌عنوان‌ عملیات تروریستی محسوب شده است، 2. از طرف شخص یا سازمانی با طراحی قـبلی‌ و بـا‌ هـماهنگی‌ و باهدف مشخص صورت گرفته باشد.3. هدف از اقـدام، ایـجاد ترس و وحشت میان اشخاص‌، گروه‌ها‌ و مردم یک کشور خاص باشد.[1]

با این وجود در سالهای اخیر برخورد سلیقه­ای و منفعت طلبانه با موضوع تروریسم، باعث شده است که افکار عمومی به این سمت برود که دولت­هایی در جهت منافع خود اقدام به تشکیل گروه های تروریستی برای اعمال جنگ­های نیابتی می­نمایند یا گروه­های تروریستی که از قبل وجود داشته­اند را در جهت مقاصد خود تطمیع و حمایت می­کنند.

در ذیل به ذکر چند مصداق، این موضوع رو پی میگیریم.

در روزها و هفته های اخیر، موضوع ترور حاج قاسم سلیمانی در خاک عراق آنهم توسط یک دولت بیگانه، موضوع بحث رسانه­های داخلی و خارجی شده است. در اینجا ذکر چند نکته حائز اهمیت است. اول اینکه دولت آمریکا، به حاکمیت عراق تجاوز کرده و به یک مقام رسمی از یک کشور دیگر ، که مجوز حضور در آن کشو را داشته، حمله نظامی کرده است. این در حالی است که پس از خاتمه اشغال رسمی عراق به سال ۲۰۰۹، ایالات متحده با دولت عراق موافقت‌نامه امنیتی تحت عنوان «موافقتنامه میان ایالات متحده امریکا و جمهوری عراق راجع به خروج نیروهای امریکایی از عراق و سازماندهی فعالیت این نیروها در دوران حضور موقت آن‌ها در عراق» (به اختصار سوفا) منعقد کرد. پیرو بند ۴ ماده ۲۴ این موافقت‌نامه، ایالات متحده حق حاکمیتی عراق برای درخواست از آمریکا جهت خروج از خاک این کشور را در هر زمانی به رسمیت خواهد شناخت. اما در این اتفاق بصورت رسمی این حاکمیت را نقض و با افتخار مسئولیت این اقدام تروریستی و در واقع اعلان جنگ علنی علیه جمهوری اسلامی ایران را می­پذیرد. همچنین در کنار حاج قاسم سلیمانی، یکی از برجسته­ترین شخصیت­های مبارزه با تروریسم به خصوص داعش، ابومهدی المهندس که معاونت نیروهای حشد الشعبی عراق را نیز عهده دار بود در این حمله به شهادت می رساند. حال آنکه هر دو شخصیت مذکور و همچنین تشکیلات تحت امر این دو، یعنی سپاه قدس و حشد الشعبی عراق در لیست افراد یا سازمان های تروریستی آمریکا هستند. سوال اینجاست تشکیلات  حشد شعبی (الحشد الشعبی) که به بسیج عراق نیز مشهور است و در سال ۲۰۱۴ و به دستور مرجعیت دینی برای بیرون راندن داعش از سرزمین عراق (پس از تصرف موصل از سوی داعش) ایجاد شد و در 26 نوامبر 2016 در مجلس عراق به رسمیت شناخته شد و در حال حاضر  بخشی از نیروهای مسلح عراق به شمار رفته و تحت فرماندهی فرمانده کل نیروهای مسلح قرار می‌گیرد، چگونه می تواند مورد حملات یک کشور بیگانه به بهانه های مختلف قرار گیرد؟ آیا این اقدام نقض حاکمیت کشور عراق و یک تروریسم دولتی عامدانه و برخورد سلیقه ای و منفعت طلبانه با موضوع تروریسم نیست؟

به چند سال عقب­تر بر می­گردیم.

۳۱ شهریورماه ۱۳۹۷، هم‌زمان با برگزاری مراسم رژه نیروهای مسلح ایران، طی یک عملیات مسلحانه و تروریستی، چند نفر از شرکت‌کنندگان در مراسم رژه در شهر اهواز ازجمله چند کودک به شهادت رسیدند و تجزیه‌طلبان موسوم به الاحوازیه مسئولیت آن را بر عهده گرفتند.

سران این گروهک تروریستی در سوئد، هلند و دانمارک مستقر هستند. حبیب فرج الله چعب، نائب رئیس گروهک تروریستی الاحوازیه که در کشور سوئد ساکن است در خصوص واقعه 31 شهریور 97 در اهواز، اقدام به بازنشر توییت حبیب جبر (رئیس گروه تروریستی الاحوزایه) می­نماید. متن این پیام بدین شرح است:«هدف قراردادن سپاه پاسداران در رژه نظامی در اهواز توسط مقاومت ملی اهواز در چهارچوب دفاع از خود و ضد شبه نظامیان تروریستی در سطح بین الملل صورت گرفته است.»

همچنین در 12 فروردین 1397 یک توییت به همراه ویدئو از حمله به مقر سپاه پاسداران در اهواز را منتشر کرده است. «کتیبه نجم الساطع، مقاومت ملی احوازی مقر سپاه پاسداران در اهواز را هدف قرار داده است.»

در 15 دی 1396 در توییت دیگر به حمله این گروهک به پادگانی در ماهشر و شادگان اشاره می­کند و می­گوید:« مقاومت ملی احواز پادگان جواد الائمه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و پادگان مالک اشتر در منطقه عبودی شهرستان شادگان هدف قرار داد.»

این در حالی است که طبق کنوانسیون های بین المللی مبارزه با تروریسم، کشورها موظفند در این راستا اقدامات موثری را انجام دهند.

به عنوان مثال مطابق با قطعنامه 1373 شورای امنیت سازمان ملل، وجوه و دیگر دارایی­های مالی یا منابع اقتصادی افرادی را که مرتکب عمل تروریستی شده اند و یا نیت این کار را داشته اند بدون درنگ مسدود نمایند. این مورد همچنین درباره نهادهایی که متعلق به این اشخاص بوده و یا تحت نظارت آنها اداره می شود و در مورد افراد و نهادهایی که به نمایندگی از و یا طبق هدایت این افراد کار می کنند صادق است. همچنین در بند دوم، مورد c این قطعنامه آمده است: « دولت­ها حق فراهم کردن پایگاه امن برای سرمایه گذاری، برنامه ریزی، حمایت یا ارتکاب اعمال تروریستی را ندارد.» در ادامه همین بند در مورد f تاکید می­کند که «دولت ها باید کمک­هایی در رابطه با بررسی­های جنائی یا روندهای محاکمات جنائی که مرتبط به سرمایه گذاری یا حمایت از اعمال تروریستی می­باشند از جمله کمک در جمع آوری شواهد لازم برای روند محاکمات ارائه نمایند.» در بند سوم همین قطعنامه به حصول اطمینان از اینکه اعطای وضعیت پناهندگی توسط عاملان مورد سوء استفاده قرار نمی­گیرد تاکید ورزیده است.

با وجود اقرار گروهک به اقدامات تروریستی علیه یک کشور، باز ما شاهد این موضوع هستیم که این افراد توسط دولت­های مدعی مبارزه با تروریسم مورد حمایت هستند و آزادانه به فعالیت­های خود می­پردازند.

جا دارد این مطالبه شکل بگیرد، که چرا گروهی که رسما عملیات­های تروریستی را به عهده می­گیرد از سوی برخی دولت­ها مورد حمایت قرار می گیرند و حتی حاضر به همکاری در معرفی آنها به محاکم قضایی نیستند؟

 

اما کماکان آمریکا گروهی که برای مبارزه با داعش در خاک کشورش، به وجود آمده و یک گروه قانونی محسوب می­شود را به اتهام انجام اعمال یا حمایت از تروریسم مورد اتهام قرار می­دهد و در لیست سازمان های تروریستی خود قرار می­دهد. شخصی که به عنوان قهرمان مبارزه با داعش در دنیا شناخته می­شود و داعش را از منطقه خارج می­کند، و بصورت قانونی و به درخواست کشور سوریه و عراق در خاک این کشورها برای مبارزه با تروریسم حضور پیدا می­کند را تروریست می­خواند و در لیست سازمان­های تروریستی قرارش میدهد و در نهایت بصورت ناجوانمردانه او را می­کشد.

گروهک تروریستی مجاهدین خلق، از دیگر مصادیقی است که بیشترین قربانیان ترور در ایران توسط این گروهک کشته شده­اند. این گروهک که تا سال 2009 در لیست سازمان­های تروریستی اروپا و تا سال 2012 در لیست سازمان های تروریستی آمریکا قرار داشته است، به گواه بسیاری از کارشناسان با هزینه­های سنگین لابی­گری، و در جهت منافع آمریکا و استفاده از آنان بر علیه ایران، از این لیست خارج می­شود. این در حالیست که این گروه با رویکرد فرقه­ای، کارنامه­ای سرشار از عملیات­های تروریستی و فسادهای مالی را دارد. ترور مستشاران آمریکایی در خاک ایران، ترور بیش از 12 هزار ایرانی از جمله مقامات رسمی ایران، هم پیمان شدن با صدام در تجاوز به ایران و خیانت به کشورشان، سرکوب کردهای عراق، حمله به سفارت خانه های ایران و سفرای آنها در کشورهای مختلف… همه و همه تنها گوشه ای از جنایات این فرقه تروریستی است.

روزی آمریکا به بهانه آزادسازی گروگان ها خود به خاک ایران حمله می­کند، و روزی دیگر تروریست هایی که دستشان به خون سربازان و مستشاران نظامی اش آلوده است را زیر پرو بال خود می­گیرد.

فعالیت­های نظامی دول غربی به خصوص آمریکا در کشورهای مختلف نشان می­دهد که مبارزه با تروریسم، بهانه­ای تکراری و نخ­نماشده و توجیهی برای حمله به کشورهای مختلف و دخالت در امور و چپاول کشورهای ثروتمند به لحاظ منابع معدنی است. این رفتار دوگانه را می­توان “استعمار نوین در قرن جدید” دانست.

 

[1] صفر لطفی، علی توکلی، مهدی جبلی، (1389)، روش‌های مؤثر کنترل و مهار تروریسم با رویکرد حقوقی، نویسنده:، فصلنامه راهبرد بومی، مرداد و شهریور، شماره 107 صفحه 73

مطالب مشابه