ترور اسپرینگ
Meet the actual nature of MKO

روایت زائر شاهرودی از بمب گذاری و انفجار در حرم امام رضا

21

روایت زائر شاهرودی از بمب گذاری در حرم امام رضا(ع)

مردم فریاد “مرگ بر منافق” را سر داده بودند و همراه با اعلام انزجار خود از عوامل ضد انقلاب مرگ عوامل این حادثه دلخراش را از خدا می خواستند.در روز 30 خرداد ماه سال 73 همزمان با عاشورای حسینی و تعطیلات سه روزه جمعه، تاسوعا و عاشورای حسینی فرصتی برای زائران حضرت رضا(ع) فراهم آمد. در حالی که مردم عزادار در اوج برگزاری مراسم بزرگداشت مراسم عاشورا و قیام تاریخی امام حسین(ع)بودند و صحن های حرم مملو از جمعیت عاشقی بودند که ذکر یا حسین از لبانشان قطع نمی شد و عقربه های ساعت  14:26دقیقه را نشان می داد ناگهان انفجاری سهمگین در داخل حرم و درست در قسمت بلای سر مبارک ثامن الحجج(ع) همه جا را به لرزه در می آورد و عاشورای حرم رضوی در مشهد مقدس رقم می خورد.

بمب گذاری در حرم امام رضا

شهادت 26 تن و زخمی شدن بیش از 300 نفر از هموطنان در انفجار حرم رضوی

در این حادثه 26 تن از هموطنان مان جان خود را از دست دادند و بیش از 300 تن زخمی شدند، کاظم شجاعی و همسرش از زائران روز انفجار حرم مطهر رضوی در تاسوعا و عاشورای حسینی بودند، خالی از لطف ندیدیم تا این واقعه را از زبان آن ها به تصویر بکشیم.

وی اینچنین شروع کرد: روز عاشورا بود وضو گرفتیم و به اتفاق همسرم به طرف حرم مطهر حرکت کردیم تا همزمان با اقامه نماز ظهر در مراسم عزاداری نیز شرکت کرده باشیم.

صدای مهیب انفجار و لرزش باعث وحشت همگان شد

شجاعی اظهار کرد: صدای اذان ظهر که از بلندگوهای حرم پخش می شد فضا را پر کرده بود و همه افراد در حال رساندن خود به صف های نماز جماعت بودند، ما نیز سراسیمه خودمان را به نماز جماعت رسانیدم و پس از اقامه نماز ظهر و عصر برای زیارت به سمت ضریح رفتیم.

وی بیان کرد: همسرم در فاصله چندمتری حرم بالا سر ضریح مطهر مشغول خواندن زیارت نامه بود که با اصرار فراوان از وی خواستم به طرف دیگر بیاید، بعد از آمدن همسرم به اتفاق یکدیگر مشغول به خواندن زیارت عاشورا شدیم که ناگهان صدای انفجار شدیدی شنیده شد و همه جا را به لرزه درآورد و باعث وحشت همگان شد.

پاهایمان غرق در خون شده بود/ گویی کربلا تداعی شده بود

این زائر بارگاه ملکوتی امام هشتم با بیان اینکه همه زائران نگران همراهان و بستگان خود بودند افزود: همسرم را به داخل صحن هدایت کردم و از وی خواستم گوشه ای منتظر من بماند و خودم برای کمک به مجروحان و زخمی شدگان دوباره وارد حرم شدم، هرچه اصرار کردم خادمان اجازه کمک به زخمی شدگان را ندادند و مرتب اعلام می کردند که ممکن است احتمال انفجار دیگری نیز وجود داشته باشد و از زائران می خواستند هر چه سریعتر محل انفجار را ترک کنند.

انفجار Explosion

از وی می خواهم که از حال و هوا و اوضاع حرم پس از انفجار بگوید، سری تکان می دهد گویی تصویر دوباره این حادثه دلخراش برایش عذاب آور است، پس از لحظاتی مکث اینگونه می گوید: پاهایمان غرق در خون شده بود، به هر گوشه و کناری که نگاه میکردیم تکه های بدن شهدا و مغزهای سرشان بر در و دیوار حرم و لباس زائران چسبیده بود، مشاهده این صحنه مرا بی اختیار به یاد شهدای کربلا و جنگ تحمیلی می انداخت هنگامی که بدن رزمندگان با یک انفجار گلوله و یا فرود یک خمپاره قطعه قطعه می شد.

شجاعی کمی مکث می کند و همراه با بغضی که حرف زدن را برایش دشوار کرده است ادامه می دهد: زائران حال عجیبی داشتند، صدای جیغ و گریه جایگزین سینه زنی و نوحه شده بود و انگار نه انگار که تا دقایقی قبل همه مشغول عزاداری در صحن انقلاب بودند، پدری گریه کنان فرزند گمشده اش را از حضرت رضا (ع) طلب می کرد، کودکی که در میان گریه هایش مادرش را صدا میزد و همه این ها تنها ذره ای از آن صحنه های دلخراش است که توصیف آن دشوار است.

مردم فریاد “مرگ بر منافق” را سر داده بودند/اعلام انزجار از عوامل ضد انقلاب توسط مردم

وی خاطرنشان کرد: با راهنمایی خادمان حرم رضوی زائران به بیرون هدایت شدند و بالطبع من و همسرم نیز به اتفاق بقیه زائران در حالیکه پابرهنه بودیم و رنگ سفید جوراب های پایم از خون شهدا قرمز شده بود پشت درب صحن فردوسی تجمع کردیم و منتظر ماندیم تا ببینیم چه بر سر زوار داخل حرم آمده است.

این زائر بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) افزود: مردم فریاد “مرگ بر منافق” را سر داده بودند و همراه با اعلام انزجار خود از عوامل ضد انقلاب مرگ عوامل این حادثه دلخراش را از خدا می خواستند. در همین اوضاع و احوال و بعد از ساعت ها انتظار درب ها به روی زائران گشوده شد و زائران با عجله به داخل صحن ها هجوم بردند تا ببینند چه بر سر نزدیکان و بستگان شان آمده است.

اعلام اخبار انفجار حرم رضوی در رسانه ها

 شجاعی یادآور شد: اخبار انفجار حرم رضوی در رسانه ها اعلام شده بود و مردم همه نگران بودند بخصوص افرادی که بستگان و نزدیکان شان زائر امام رضا (ع) بودند، در آن زمان مثل الان تلفن ثابت رایج نبود و بالطبع امکان تماس سریع با بستگان وجود نداشت که از حال یکدیگر باخبر شوند.

وی ادامه داد: من و همسرم شب را در مهمان خانه ای سپری کردیم و از همان جا با یکی از بستگان تماس گرفته و خبر سلامتی خود را به اقوام دادیم تا نگران ما نباشند، نیمه های شب دوباره از مهمان خانه برای رفتن به حرم مطهر خارج شدیم پس از رسیدن به حرم پیکر تعدادی از شهدا را جهت وداع و آخرین حضورشان به حرم آورده بودند، در بین شهدا خادمان حرم نیز به چشم می خوردند که در این حادثه شهید شده بودند.

این زائر بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) افزود: آن شب حس و حال عجیبی بود، دعای زائران با قبل تفاوت داشت گویی فریاد نهفته ای در میان صدایشان حس می شد و در حالیکه جنازه شهدا را بر شانه های خود حمل می کردند برای شهدا دعا کرده و برای منافقین طلب لعن و نفرین می کردند

مطالب مشابه