ترور اسپرینگ
Meet the actual nature of MKO

مغزشویی برای رسیدن به اهداف سازمانی

شسشتوی مغزی افراد برای رسیدن به اهداف سازمانی

گروهک سازمان مجاهدین خلق گروهکی است که از داخل آن داعش و حملات انتحاری بروز و ظهور کرده است.

منافقین اولین گروهکی هستند که عملیات انتحاری را آغاز کردند و خود را سرمشق گروه های تروریستی می نامند و ادعا می کنند که افراد سازمان بدون هیچ گونه توقعی حاضرد جان خود را برای سازمان فدا کنند و رهبری این گروهک هم جان اعضا را فدای تمایلات خود می کند.

اقدام به انجام عملیات انتحاری کمترین کار توسط اعضای گروهک است و در سال 1971 احمد رضایی، یکی از رهبران سازمان، رهبران سازمان اولین عملیات انتحاری را آغاز کرد و طی آن 30 نفر از اعضای سازمان خواستند تا به قول خودشان جانفشانی کنند و تن به این شیوه خشن دادند تا به این روش به زندگی خودشان پایان دهند.

منافقین حتی بعد از انقلاب هم به اعمال زشت خود ادامه دادند و دست به ترور چهره های انقلابی جمهوری اسلامی ایران زدند و دستاورد آن برای انقلاب شهدایی بود که تقدیم نظام کرد اما آن ها جان بی ارزش خود را در راهی تاریک و بی پایان هدر دادند.

منافقین که مدعی حقوق بشر بودند به قدری جان افراد سازمان برایشان بی اهمیت است که نه تنها مسئولیت عملیات انتحاری خود را قبول کردند، بلکه باز هم تهدید به انجام این کار کردند.

صالح رجوی، برادر مسعود رجوی می گوید وقتی هزاران نفر حاضر هستند جان خود را برای سازمان و اهدافش فدا کنند پس بگذارید ما را تروریست بخوانند و مگر می شود به هزاران نفری که برای آزادی خلقشان فداکاری می کنند تروریست گفت؟

بله، زمانی که افراد بدون هیچ گونه اختیاری مجبور به اطاعت از اوامر سازمان هستند و با شتشوی مغزی که بر روی ایشان انجام شده قادر به تصمیم گیری نیستند.

تا جایی که به آن ها قرص سیانور داده می شد تا در عملیات زنده دستگیر نشوند تا اطلاعات سازمان را لو ندهند.

در سال 2003 که مریم رجوی در فرانسه دستگیر شده بود تعداد نفرات بسیاری جهت اعتراض به دستگیری وی اعلام کردند که خود را می سوزانند و تمامی این کارها برنامه ریزی شده بوده و روزنامه پاریسین در سال 2003 همزمان با خودسوزی ها می نویسد که : قبل و بعد زا خودسوزی ها با تلفن همراه چند خبرگار تماس گرفته شد و زا جانب سخنگوی روابط خارجی اسم کسی که میخواست خودسوزی کند، اعلام شد.

جالب اینجاست که پس از اتمام خودسوزی یکی از مجاهدین به خبرنگار پیشنهاد عکس بهتری از خودسوزی را می دهد و مجاهدین از این صحنه ها فیلمبرداری و عکاسی کردند و در سایت خود قرار دادند اما بعد از مدتی به دلیل بازخورد بدی که داشت از صفحه سایت حذف کردند.

سازمان برای اینکه خود را در اذهان عمومی به نوعی با فریب کاری جا بندازد از اسامی مختلفی استفاده می کند و این تحمیل دروغ به مخاطب خود است و فرددر ذهن دچار چندگانگی می شود.

منافقین تا جایی پیش رفتند که با توجه به عدم محبوبیت در بین مردم ایران و در بین گروه های مخالف خود خودشان را نماینده اکثریت مردم معرفی می کردند و این فریبکاری را تا جایی رساندند که در همایش سالیانه خود عده ای از افراد خارجی را استخدام می کردند و پرچم منافقین را به دست ایشان می دادند تا نشان دهند تعداد طرفدارانشان بیشتر از واقعیت است.

حتی در خصوص خودسوزی افراد دو نفر از اعضای سازمان به نام های محمود عالمی و حسین امینی قلی پور افراد را ترغیب می کردند که عملیات خودسوزی را انجام دهند.

نکته جالبی که بسیار قاب تامل است این می باشد که از 10 نفری که خودسوزی کردند، سه نفر از انها عضو شاخه سیاسی بودند و عضو شاخه نظامی نبودند که برایشان تعریفی از این نظامی بودن وجود داشته باشد که باید حتما خود را بسوزانند.

در سال 1984 فرانسه تعدادی از اعضای کادر را به گابن تبعید کرد و در آنجا 40 روز اعتصاب غذا کردند تا دولت فرانسه مجبور شد آنها را برگرداند.

موردی که در بین مجاهدین خلق بسیار نمود پیدا میکند این روحیه فرقه گرایی است که بسیار منسوخ شده است و مجاهدین از آنجایی که به جان مردم اهمیت نمی دهند و به دنبا انجام کارهایی هستند که سر و صدای بیاری در دنیا کند حتی تصمیم داشتند عملیات انتحاری در کربلا انجام دهند و حتی زنان اردوگاه اشرف عراق را جهت انجام عملیات انتحاری در کربلا آموزش می دادند.

گزارشی در سال 2009 منتشر شد که در آن آمده بود که : مجاهدین خلق خودکشی را تحسین می کردند و قرص های سیانور را رد یک جلد چرمی در گردن خود همیشه به همراه داشتند و اگر در ماموریت های گرفتار می شدند سریعا یک قرص را می بلعیدند .

رجوی تمامی اعضای سازمان را شهدای زنده می نامید و در بین تمامی اقداماتی که انجام می دادند خودسوزی معمولی ترین نوع خودکشی بود و خودسوزی تبدی به نوعی ابزار شده و حتی زمانی که از خروج اعضای سازمان جلوگیری می شد اقدام به خودسوزی می کردند و دلیل مرگ اعضای نافرمان هم که در زیر شکنجه ها کشته شده بودند نیز خودکشی اعلام می شد.

همه این ها به شکنجه هایی بر می گردد که بر روی افراد انجام می دادند و به نوعی شستشوی مغزی انجام می شدند و وگرنه چه کسی حاضر است از جان خود که مهمترین و باارزشمند ترین سرمایه اش است، برای رسیدن به امیال بی ارزش انسانی که خود را رهبر گروه و مدعی حقوق بشر معرفی می کند، بگذرد.

یکی از شکنجه ها به این صورت بود که اعضای سازمان را در اتاق های انفرادی حبس می کردند و برگه ای به آن ها مربوط به اعلام حمایت از مسعود رجوی به عنوان رهبر گروهک می دادند و فرد باید این جملات را به قدری با خود تکرار می کرد که ملکه ذهنش شود و هیچوقت این موضوع را از یاد نبرد.

Brainwashing MEK members to achieve

مطالب مشابه